كرد . فقط قسمت اول كتاب به نام « الرخصه » تأليف پدرم است ولى همهء اخبار آن را از ما روايت كرده .
جحظه مىگويد : كه او ورّاقى را كه اين كتاب تصنيف كرده مىشناسد . نامش سندى بن على بود و دكانش در طاق الزّبل . او براى اسحاق ورّاقى مىكرد . او و شريكش اين كتاب را جعل كردهاند . سابقا نامش كتاب السّراة بود . يازده جزء دارد و هر جزئى را عنوانى است كه بدان ناميده مىشود . جزء اول آن الرخصه نام دارد كه آن بدون ترديد تأليف اسحاق بن ابراهيم است .
در كتابى كه در اخبار ابو زيد بلخى تأليف شده خواندم كه ابو زيد از كتاب اغانى اسحاق نام برده و گويد كه شگفتانگيزتر از موصلى نديدم كه دانش عرب و عجم را در كتابى گردآورده . سپس نام آن كتاب را گفته است . و گويد كه اسحاق اديب و فاضل و در هر علمى و فنى سرآمد بود .
221 - اسحاق بن ابراهيم بربرى محرّر و پدرش ابراهيم
او معروف به نديم بود . محمد بن اسحاق نديم گويد : وى اسحاق بن ابراهيم بن عبد اللّه بود . ابراهيم پدرش مردى احول و او نيز محرّر بود و نخستين كسى كه دربارهء رسوم خط و قوانين آن سخن گفت و آن را به انواع تقسيم نمود مردى بود معروف به محرّر احول و من نمىدانم كه او همين ابراهيم بوده يا ديگرى . ابراهيم از بركشيدگان برمكيان بود .
نامههايى را كه از سوى سلطان به ملوك اطراف فرستاده مىشد او در طومارها مىنوشت . ولى بينوا و فقير مىنمود و شوخگن . با اين همه سخاوتمند و بخشنده بود .
چون قلمها را مرتب نمود اولين قلمها ، قلمهاى ثقيل را قرار داد . و از آن جمله است قلم طومار كه اجلّ همهء قلمهاست و نامههاى پادشاهان را به اين قلم نويسند . ديگر قلمها قلم ثلثين است و قلم سجلات و قلم عهود و قلم موأمرات و قلم امانات و قلم ديباج و قلم مدمّج و قلم مرصّع و قلم تشاجى .
زمانى كه ذو الرياستين فضل بن سهل به ديوان انشا نشست ، قلمى اختراع كرد معروف به رآسى كه از او چند قلم متفرع مىشد از آن جمله قلم رآسى كبير ، قلم نصف رآسى ، قلم صغير النصف و قلم خفيف الثلث ، قلم محقق ، قلم منثور ، قلم وشى ، قلم رقاع ، قلم مكاتبات ، قلم غبار الحلبة ، قلم نرجس و قلم بياض .