تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
ديگر حميد بن مالك است معروف به مكين الدوله . كنيه‌اش ابو الغنائم بود . در نهم جمادىالآخرهء سال 491 در شيزر متولد شد و در آنجا پرورش يافت . سپس به دمشق شد و مدتى دراز در آنجا سكونت گزيد . و كاتب سپاه بود . قرآن را از حفظ داشت و شعرش نيكو بود . در او شجاعت و عفاف بود . در نيمهء شعبان سال 560 در حلب در گذشت . از اوست [ 1 ] :
و سلافة ازرى احمرار شعاعها * بالورد و الوجنات و الياقوت جاءت مع السّاقى تنيز بكاسه * فكانّما اللاهوت فى الناسوت
ديگر امير شرف الدين ابو الفضل اسماعيل بن ابى العساكر . پدرش عمّ مؤيّد الدوله اسامة بن مرشد ، امير شيزر بود ، جوانى فاضل بود . چون شيزر را از آنها گرفتند در دمشق اقامت گزيد و در سال 560 در آنجا درگذشت . از اوست [ 2 ] :
فانظر اليه تر الاقمار فى قمر * و انظر الىّ تر العشّاق فى رجل باىّ امر سأنجو من هوى رشأ * فى جفنه سحر هاروت و سيف على
و ديگر امير ابو الفتح يحيى بن سلطان بن منقذ . لقبش فخر الدوله بود . امير مرهف بن اسامه از او ياد كرده و گويد در سال 540 در بعلبك كشته شده . ديگر امير عزّ الدوله ابو المرهف نصر بن على . عمّ مؤيد الدولة اسامه است . وى صاحب قلعهء شيزر بود بعد از پدرش سديد الملك . مردى كريم و بخشنده بود . نصر بن على در ماه جمادىالآخرهء سال 491 در شيزر وفات كرد . و نيز از ايشان است ابو الفوارس مرهف بن اسامة بن مرشد بن على بن مقلد بن نصر . مؤلف اين كتاب گويد كه در جمادى الاولى سال 612 در قاهره او را ديدار كردم .
هامش
[ 1 ] حاصل معنى : شرابى صافى كه سرخى شعاعش گل سرخ و گونه‌هاى معشوق و ياقوت را پست مىشمارد ، با ساقى آمد ، در ساغر مىدرخشيد گويى لاهوت در ناسوت نزول كرده بود . [ 2 ] حاصل معنى : به او بنگر تا همهء ماه‌ها را در يك ماه تابان بينى و به من بنگر تا همهء عاشقان را در يك مرد . چگونه مىتوانم از عشق آهو بره‌اى رها شوم كه در نگاهش سحر هاروت و شمشير على را دارد .
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 263 | ياقوت الحموي / عبد المحمد آيتى