همه آنها را نيز در آوردند و برايشان مائدههايى گذاشتند تا همه طعام خوردند ، پس احمد را گفت ميان امروز و ديروز تفاوت بسيار ديدم . گفت : اى امير آنكه ديروز ديدى قوت من بود و آنچه امروز ديدى مروّت من .
صولى گويد : سبب بالا گرفتن كار احمد بن يوسف آن بود كه چون آن مخلوع يعنى امين كشته شد ، طاهر دبيران را گفت كه به مأمون در نامهاى خبر دهند . آنها نامههايى نوشتند و سخن را به درازا كشاندند . طاهر گفت : مختصر و مختصرتر . احمد بن يوسف را براى او وصف نمودند . فرمان داد او را حاضر آورند . احمد بن يوسف نامهاى نوشت به اين مضمون كه آن مخلوع هر چند در نسب برادر امير المؤمنين بوده ولى به حكم كتاب خدا بدان سبب كه از عصمت دين مفارقت جسته و از اجماع مسلمانان بيرون آمده بود بيگانهاى بيش نبوده است همان گونه كه خداى عز و جل به نوح كه پسرش نافرمانى كرده بود گفت : اى نوح او از خاندان تو نيست او عملى است غير صالح . ( هود : 46 ) طاهر را از نامهء او خوش آمد و احمد را صله داد و بر ديگران مقدّم داشت .
از اوست كه در يك روز بارانى سروده است در خطاب به يكى از دوستان خود [ 1 ] :
ارى غيما تؤلّفه جنوب * و احسب ان سيأتينا بهطل
فيوم الغيم يوم الغمّ ان لم * تبادر بالمدامة كلّ شغل
و لا تكره محرّمها عليها * فانّى لا اراه لها باهل
در كتاب الهفوات [ 2 ] آمده است كه احمد بن يوسف پىدرپى مرتكب خطا مىشد كه گاه بيم هلاكت او مىرفت . از جمله آنكه مأمون به هنگام سوختن بخور مىفرمود كه عود و عنبر در آتش ريزند آنگاه فرمان مىداد تا مجمره را در زير دامن يكى از مجلسنشينان كه مورد احترام او بود قرار دهند . روزى احمد بن يوسف در مجلس بود . مأمون برحسب
هامش
[ 1 ] حاصل معنى : ابرى مىبينم كه باد جنوب آن را به هم پيوسته . پندارم كه به زودى بارانى تند بر ما ببارد . . . روز ابرى ، روز اندوه است اگر به باده نشستن بر هر كار ديگر مقدم نباشد . كسى را كه آن را حرام مىشمارد به نوشيدنش اكراه مكن زيرا من او را شايستهء آن نمىبينم .
[ 2 ] كتاب الهفوات : 253 ، اين كتاب از غرس النعمه است .