احمد بن يوسف به سال سيصد و سى و اند وفات كرد و من گمان مىكنم وفات او در سال 340 بوده است . او در ادب و طب و نجوم و حساب و جز آن سر آمد بود .
از تأليفات اوست : سيرة احمد بن طولون ، در اين كتاب مباحثات او با ابو الجيش خمارويه آمده است ، كتاب سيرة هارون بن ابى الجيش و اخبار غلمان بنى طولون ، كتاب المكافاة ، كتاب حسن العقبى ، كتاب اخبار الاطبّاء ، كتاب مختصر المنطق ، اين كتاب را براى على بن عيساى وزير تأليف كرده ، ديگر كتاب ترجمة كتاب الثمره ، كتاب اخبار المنجمين ، كتاب اخبار ابراهيم بن المهدى ، كتاب الطبيخ . از اين كتاب ابن زولاق حسن بن ابراهيم ياد كرده و گويد كه ابو جعفر مردى ذو فنون بود ، در كتابت و حساب و نجوم و مجسطى اقليدسى سرآمد بود . مجالستى نيك داشت و شعر خوب مىگفت .
چند جزء از اشعارش در دست است . روزى بر ابو الحسن على بن مظفر كرخى عامل خراج مصر ، در آمد وى از او پرسيد كه ابو جعفر چگونهاى ؟ و او بر بديهه گفت [ 1 ] :
يكفيك من سوء حالى ان سألت به * انّى على طبرىّ [ 2 ] فى الكوانين
216 - احمد بن يوسف بن قاسم بن صبيح [ 3 ]
كاتب قفطى [ 4 ] ، كنيهاش ابو جعفر بود ، ديوان رسايل مأمون را بر عهده داشت . برادرش قاسم بن يوسف مدّعى بود كه آنها از بنى عجلند . ولى احمد خود چنين ادعايى نداشت .
مرزبانى گويد : او از موالى بنى عجل بود كه در سواد كوفه منزل كرده بودند .
احمد بن يوسف ، پس از احمد بن ابى خالد به وزارت رسيد .
بنا بر قول صولى در ماه رمضان سال 213 وفات كرد ، ديگرى سال وفات او را 214 گفته است . پدرش يوسف ، ابو القاسم كنيه داشت و كاتب عبد الله بن على عمّ منصور بود و از شعر و بلاغت بىبهره نبود . احمد و برادرش قاسم هر دو شاعر و اديب بودند و فرزندانشان هم اهل ادب بودند و در طلب بلاغت و شعر . احمد بن يوسف از مأمون و
هامش
[ 1 ] اگر از حال من مىپرسى بدى حال مرا همين بس كه در ماه كانون ( از ماههاى زمستان ) من در جامهء نازك طبرى هستم .
[ 2 ] م : ثوب طمر .
[ 3 ] الاغانى 22 : 565 ، تاريخ بغداد 5 : 216 ، جهشيارى : 304 ، الفهرست : 135 ، بغية الطلب 2 : 148 .
[ 4 ] م : كوفى
.