تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
برخواند بر او رشك بردم و گفتم در آن اشتباهى هست . همه در شگفت شدند و پرسيدند كه خطا در كجاست . گفتم كه اين چيزى است كه آن را جز على بن يحياى منجم و محمد بن موسى ندانند . او در تاريخ ماه رومى آورده و آن را به شبها برشمرده و حال آنكه آنان روز را بر شب مقدم مىدارند . بر عكس ماه‌هاى عربى كه شبهاى آن پيش از روزهاست زيرا آغاز ماه با ديدن هلال ماه است . ابراهيم صولى گفت : من اين را نمىدانستم و ادعاى دانستن آن هم نمىكنم . پس تاريخ را تغيير دادند . مرزبانى در معجم الشعراء از اشعار بلاذرى آورده است . اين عساكر گويد : شنيده‌ام كه بلاذرى اديب بود و راويه و او را تصانيفى نيكوست . به قصايدى مأمون را مدح كرده و با متوكّل مجالست داشته و در زمان معتمد از دنيا رفته است . در پايان عمر دچار جنون شد . مؤلف گويد : اين عينا چيزى است كه ابن عساكر از سخن مرزبانى در معجم الشعراء نقل كرده . محمد بن اسحاق نديم [ 1 ] گويد كه از آثار اوست : كتاب البلدان الصغير و كتاب البلدان الكبير كه به پايان نرسيده است و نيز كتاب جمل نسب الاشراف كه كتابى است مشهور و معروف و كتاب عهد اردشير كه آن را به شعر ترجمه كرده . او يكى از مترجمان از فارسى به عربى بود و كتاب الفتوح . صولى در كتاب الوزراء گويد : احمد بن محمد طالقانى گويد كه احمد بن يحياى بلاذرى مرا گفت : از زمان متوكل ميان من و عبيد الله بن يحيى بن خاقان حرمت بود . از او چيزى نمىطلبيدم زيرا از او بىنياز بودم . در ايام معتمد دچار تنگدستى شدم و روزى بر او داخل شدم و از تأخيرى كه در پرداخت روزى من شده بود ، شكايت كردم . او به مظالم نشسته بود . به شكايت گفتم بر وزير اعزه الله عيب است كه در ايام وزارتش من محتاج شده باشم . او از سخن من چشم‌پوشى كرد و بخشى از آن را كه مىخواستم حواله كرد و مهر برنهاد و گفت كجا رفته است آن حيا كه تو را از شكايت به سبب دير شدن راتبه‌ات مانع آيد . گفتم هر كه بذر بلا پاشد شكايت درود و بازگشتم و براى او شعرى فرستادم . عبد الله بن ابى طاهر از او روايت كرده : [ 2 ]
هامش
[ 1 ] الفهرست : 126 ، كتاب فتوح البلدان او بارها به طبع رسيده و نيز اجزائى از انساب الاشراف . [ 2 ] حاصل معنى : هنگامى كه ديدمت كه متكبر و مغرور نشسته‌اى و خود را ديدم كه از درگاه تو رانده مىشوم سر مركب خويش برگرداندم و خود را از حاجب تو نهان داشتم .
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 243 | ياقوت الحموي / عبد المحمد آيتى