204 - احمد بن هبة الله بن علاء بن منصور مخزومى [ 1 ]
ابو العباس ، اديب و نحوى . معروف به صدر بن زاهد . در سيزدهم رجب سال 611 در سن هشتاد و اند سالگى وفات كرد . از خواص شيخ ابو محمد بن خشّاب بود و از او جدا نمىشد . ابو العباس از خشاب دانش بسيار فرا گرفت . او را در لغت و قواعد عربى دستى توانا بود . پيش از او از ابو الفضل بن اشقر [ 2 ] علم آموخته بود . وى مردى با كياست و خوشمحضر و بذله گوى بود . از عبد الوهاب انماطى و ابن الماندائى و جز آن دو سماع حديث كرده بود .
عماد از او ياد كرده و گويد كه از فقهاى نظاميه بود و با خاطرى وقّاد و قريحهاى سرشار و ذوق انتقاد . در زبان و ادب عرب نيك توانا بود . نزد شيخ ما ابو محمد خشّاب علم آموخت . و از اوست در مدح الملك الناصر يوسف بن ايوب :
انّ الاكاسرة الالى شاد و العلى [ 3 ] * بين الانام فمفضل او منعم
يشكون انّك قد نسخت فعالهم * حتّى تنوسى ما تقدّم منهم
205 - احمد بن هيثم بن فراس سامى [ 4 ] و [ 5 ]
مرزبانى گويد : او يكى از راويان كثير الرواية است . حسن بن عليل عنزىّ و ابو بكر وكيع از او روايت مىكنند . من مىگويم پدرش هيثم شاعرى بود با شعر فراوان و جدّش فراس شيعهء بنى عباس بود . دولت هشام بن عبد الملك را درك كرده بود و اخبار آغاز دولت عباسى را روايت كرده . مرزبانى از شعر او اين دو بيت را آورده [ 6 ] :
هامش
[ 1 ] انباه الرواة 1 : 138 ، مختصر ابن الدبيثى : 224 ، الوافى 8 : 223 ، بغية الوعاة 1 : 395 .
[ 2 ] م : اشتر .
[ 3 ] حاصل معنى : كسرىهايى كه به مقامى ارجمند فرا رفتند در ميان مردم به فضل و انعام معروف بودند اكنون شكايت مىكنند كه تو بر كارهايشان خط نسخ كشيدى تا هر چه ازين پيش كرده بودند به فراموشى سپرده شد .
[ 4 ] م : شامى .
[ 5 ] تاريخ بغداد 5 : 192 ، الوافى 8 : 228 .
[ 6 ] حاصل معنى : همسايه چون طعام حاضر شود خادمهاش را ندا مىدهد و او نيز دامن بر كمر زده و آستين فرا