خطاب كردن به ملوك ، الياقوته در علم و ادب ، الجوهره در امثال ، الزمرّده در مواعظ ، الدرّه در تعزيتها و مراثى ، اليتيمه ( گوهر يكتا ) در انساب ، العسجده ( نقره ) در كلام اعراب ، المجنّبه ( گوهرى كه در كنار واسطة العقد يا گوهر وسط گردنبند است ) در جوابها ، الواسطه ( گوهر ميان گردن بند ) در خطبهها ، المجنّبة الثانية ( در توقيعات و فصول و صدور و اخبار كاتبان ، العسجدة الثانية ( در باب خلفا و ايام ايشان ) ، اليتيمه الثانية ( در اخبار زياد و حجاج و طالبيان و برامكه ) الدرة الثانية ( در ايام عرب و حوادث و جنگهاى آنها ) ، الزمرّدة الثانية ( در فضائل شعر و مقاطع و مخارج آن ) ، الجوهرة الثانية ( در عروض و قافيه ، ) ياقوتة الثانية ( در علم الحان و اختلاف مردم در آن ) ، المرجانة الثانية ( در زنان و صفات آنان ، الجمانة الثانية ( در كسانى كه دعوى نبوت كردند و صفراوى مزاجان و طفيليان ) زبرجدة الثانية ( در تحف و هدايا و ميوهها و نمكها ) ، الفريدة الثانية ( در طبائع انسان و ساير حيوانات و برترى شهرها بر يكديگر ) و اين پايان كتاب است .
از غزلهاى اوست [ 1 ] :
ودّعتنى بزورة و اعتناق * ثمّ نادت متى يكون التّلاقى
و بدت لى فاشرق الصبح منها * بين تلك الجيوب و الاطواق
يا سقيم الجفون من غير سقم * بين عينيك مصرع العشّاق
انّ يوم الفراق افظع يوم * ليتنى متّ قبل يوم الفراق
ابن عبد ربه در پايان عمر از عشق و دلدادگى كناره جست و توبه نمود . آنگاه به قافيه و وزن هر شعر كه در لهو و غزل سروده بود شعرى در زهد سرود و آنها را ممحّصات ناميد .
هامش
[ 1 ] حاصل معنى : پس از ديدار و در آغوش كشيدن مرا وداع كرد سپس ندا داد كه ديدار ما كى خواهد بود . بر من آشكار شد گويى از ميان آن گريبان و آن طوقها كه بر گردن افكنده بود صبح طالع شد . اى آنكه بيمار نيستى و چشمانت بيمار است ميان دو چشمان تو قتلگاه عاشقان است . روز جدايى كشندهترين روزهاست اى كاش پيش از روز جدايى مرده بودم . عقد الفريد 5 : 412 ، المطمح 52 ، ابن خلكان 1 : 92 ، النفح 5 : 599 .