157 - احمد بن محمد بن اسحاق بن ابى خميصه [ 1 ]
وى معروف است به حرمىّ بن ابى العلاء . كنيهء او ابو عبد الله بود از مردم مكه . در بغداد مىزيست . خطيب در تاريخ خود از او ياد كرده است . به سال 317 وفات كرده ، او كاتب ابو عمر محمد بن يوسف قاضى بود . از كتاب النسب زبير و ديگران نقل كرده است . ابو حفص بن شاهين و ابو عمر بن حيويه مخصوصا ابو الفرج على بن الحسين اصفهانى بسيار از او نقل كردهاند .
158 - احمد بن محمد بن موسى بن عباس [ 2 ]
كنيهاش ابو محمد بود . ابن جوزى در المنتظم او را ياد كرده . گويد به اخبار و تاريخ توجه خاص داشت . در سوق الرقيق محتسب بود و از آن حكايات نوشته است . در محرم سال 324 وفات كرد .
159 - احمد بن محمد بن عبد الله زردى [ 3 ]
ابو عمرو زردى ، لغتشناس ، دانشمند بزرگ نيشابورى . زرد از قراء اسفرايين از رستاقهاى نيشابور است . حاكم از او ياد كرده و گويد كه ابو عمرو زردى در شعبان سال 338 در گذشته است . او در زمان خود در اين ديار از مردم صاحب بلاغت و براعت و متقدم در شناخت اصول ادب بود . ولى ضعيف البنيه و بيمار گونه بود . بر خرى لاغر و ناتوان سوار مىشد ولى هنگامى كه زبان مىگشود علما را حيران دانش و فرزانگى خود مىنمود . از ابو عبد الله محمد بن مسيّب ارغيانى و ابو عوانه يعقوب بن اسحاق و اقران ايشان حديث شنيد .
حاكم گويد : از استاد ابو عمرو زردى شنيدم كه در منزل ما مىگفت : چون خداوند سياست خلق خود را به يكى تفويض كند او را از ميان ديگران برگزيده و به پاكى و نيكى سيرت توفيق داده و به الهام خود اعانت كرده ، از آنجا كه رحمتش هر چيز را فرا گرفته .
ابن مقفع نيز سخنى چنين دارد . . . و شنيدم كه ابو عمرو زردى مىگفت : علم بر دو گونه است علمى كه از ديگران مىشنوند و علمى كه آن را به آدمى ارزانى داشتهاند .
هامش
[ 1 ] تاريخ بغداد 4 : 390 ، عبر الذهبى 2 : 169 ، الوافى 8 : 9 ، الشذرات 2 : 275 .
[ 2 ] المنتظم 6 : 283 ، الوافى 8 : 130 .
[ 3 ] الوافى 8 : 30 ، بغية الوعاة 1 : 369 ، در المختصر وفات او 333 .