131 - احمد بن فارس بن زكريّاى لغوى [ 1 ]
ابن جوزى گويد : احمد بن زكريا بن فارس در خور التفات نبود . در سال 369 وفات كرد .
دو روز پيش از وفات خود گفته بود [ 2 ] :
يا ربّ انّ ذنوبى قد احطت بها * علما و بى و باعلانى و اسرارى
انا الموحّد لكنّى المقرّ بها * فهب ذنوبى لتوحيدى و اقرارى
حميدى وفات او را در حدود سال 360 نوشته ولى اين دو روايت هر دو بر خطايند زيرا من خط او را در كتابش الفصيح ديدم كه در سال 391 آن را نوشته بود . حافظ سلفى در شرح مقدمهء معالم السّنن خطّابى گويد : اصل او از قزوين بود . و ديگرى گويد كه از ابو بكر احمد بن حسن خطيب راويهء ثعلب و ابو الحسن على بن ابراهيم قطّان و ابو عبد الله احمد بن طاهر منجم و چند تن ديگر علم آموخت و ابن فارس مىگفت : مانند ابو عبد الله احمد بن طاهر منجم نديدهام .
ابن فارس را با راتبهاى كه برايش معين كردند ، به رى فرستادند ، تا مجد الدّوله ابو طالب فرزند فخر الدوله على بن ركن الدولة بن ابى الحسن بويهء ديلمى فرمانرواى رى نزد او درس بخواند . صاحب بن عبّاد گراميش مىداشت و در نزد او تلمّذ مىكرد .
و مىگفت : شيخ ما ابو الحسين ( احمد بن فارس ) را روزى كردهاند حسن تصنيف و در تصنيف ايمنى از تصحيف . وى مردى بخشنده بود چنان كه گاه جامهاى را كه بر تن داشت و فرشى را كه در خانه داشت مىبخشيد . فقيهى شافعى بود سپس به مذهب مالك در آمد و مىگفت : هماره تأسف مىخورم كه چرا در اين شهر - يعنى رى - كسى نيست كه بر مذهب اين مرد باشد ، مردى كه همگان او را مىستايند .
از آثار اوست : كتاب المجمل ، كتاب متخيّر الالفاظ ، كتاب فقه اللغه ، كتاب غريب
هامش
[ 1 ] انباه الرّواة 1 : 92 ، المنتظم 7 : 103 ، دمية القصر 3 : 1479 ، نزهة الالباء 219 ، المستفاد من ذيل تاريخ بغداد : 65 ، ترتيب المدارك 7 : 84 ، وفيات الاعيان 1 : 10 ، سير الذهبى 17 : 103 ، يتيمه 3 : 400 ، الديباج المذهّب : 37 ( 1 : 163 ) ، الوافى 7 : 287 ، الشذرات 3 : 132 ، بغية الوعاة 1 : 325 ، البلغه : 28 ، طبقات المفسرين : 4 ، روضات الجنّات 1 : 232 ، اشارة التعيين : 43 .
[ 2 ] حاصل معنى : اى پروردگار من تو به همه گناهان من و تمامى وجودم به آنچه آشكار سازم يا پنهانش دارم احاطه و علم دارى . من موحّدم و بدان اقرار دارم ، پس به سبب يكتاپرستى من و اقرار بدان گناهان مرا ببخش .