فاز بها فقد فاز و سعد و علا نجمه و صعد .
127 - احمد بن على بن معمّر [ 1 ]
او نسب به على بن الحسين بن على ( ع ) مىرساند . كنيهاش ابو عبد الله بود . نقيب نقباى طالبيان . پدرش النقيب الطاهر ابو الغنائم بود . احمد بن على ، اديب و فاضل و شاعر و كاتب بود . رسالههايش در دو مجلد در دست مردم است . وى مردى بود شكوهمند چنانكه منكرى نداشت . هوشمند و دوستدار اهل علم بود . ميان او و محمد بن حسن بن حمدون مكاتباتى بود كه در ترجمهء حال محمد بن حسن از آن ياد كردهايم . در سال 530 بعد از پدرش عهدهدار امر نقابت شد ، و در آن مقام بود تا سال 569 ، نهم ماه جمادى الآخره ، كه جهان را بدرود گفت . مدت نقابتش 39 سال بود . جمع كثيرى بر جنازهاش نماز خواندند . شيخ الشيوخ ابو القاسم عبد الرحيم بن اسماعيل نيشابورى بنا به وصيتش بر او نماز كرد . به هنگام مراسم دفن ميان او و قثم بن طلحه ، نقيب هاشميان كشاكشى در گرفت . احمد بن على را در خانهاش به خاك سپردند . سپس پيكر او را به مدائن منتقل كردند و در جانب غربى ، آنكه مشهد اولاد حسين بن على ( ع ) است ، به خاك سپردند .
احمد بن على از ابو الحسين بن مبارك صيرفى و ابو الحسن على بن محمد علّاف و ابو الغنائم محمد بن على زينبى و غير ايشان سماع حديث كرد و ابو الفضل احمد بن صالح بن شافع و ابو اسحاق ابراهيم بن محمود بن شعار و ديگران از او سماع حديث كردند . او را كتابى است در ذيل منثور المنظوم اثر ابن خلف نيرمانى [ 2 ] و كتاب ديگرى در انشا همانند آن . دورهء اعتلايش در عصر مقتفى بود . وى بيمار شد چنان كه مشرف به مرگ گرديد . مسنترين پسرش را جاى او را در نقابت بگرفت و چون بهبود يافت پسرش همچنان در آن مقام ببود تا او را معزول كردند . پسرش در سال 553 درگذشت ولى او خود به سبب مسائلى كه در ميان علويان پديد آمده بود در ايام مستنجد ، ديگر آن مقام نيافت .
هامش
[ 1 ] المنتظم 10 : 65 ، مختصر ابن الدبيثى : 194 ، تاريخ بن الاثير ( حوادث سال 569 ) ، عبر الذهبى 4 : 205 ، الوافى 7 : 211 ، الشذرات 4 : 231 ، النجوم الزاهرة 6 : 72 .
[ 2 ] م : ثيرمانى .