تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤

128 - احمد بن علويّهء اصفهانى كرانى [ 1 ] و [ 2 ]

حمزه گويد : لغت‌شناس و اديب بود و شعرى نيكو داشت . از اصحاب ابو على لغذه بود . سپس كار تأديب را رها كرد و در زمرهء نديمان احمد بن عبد العزيز فرزند دلف بن ابى دلف عجلى در آمد . او راست رسايلى برگزيده . ابو الحسن احمد بن سعد آنها را در كتابى كه در باب رسايل تصنيف كرده آورده است . او را هشت كتاب ديگر است در دعا ، به انشاى او . و رساله‌اى در پيرى و خضاب . چون سال عمرش به صد رسيد سرود : [ 3 ]
حنى الدهر من بعد استقامته ظهرى * و افضى الى ضحضاح غايته عمرى و دبّ البلى فى كلّ عضو و مفصل * و من ذا الّذى يبقى سليما على الدّهر ؟
احمد بن علويّه را قصيده‌اى است در هزار بيت بر مذهب شيعه ، آن را بر ابو حاتم سجستانى عرضه كردند ، در شگفت شد و گفت : اى مردم بصره مردم اصفهان بر شما غلبه يافتند . مطلع آن قصيده اين است [ 4 ] :
ما بال عينك ثرّة الانسان * عبرى اللّحاظ سقيمة الاجفان
حمزه گويد : در سال 310 در سن 98 سالگى براى من از سروده‌هاى خود چنين خواند [ 5 ] :
المرء يسعى لفضل الرّزق مجتهدا * و ما له غير ما قد خطّه القلم كم خاشع فى عيون الناس منظره
هامش
[ 1 ] م : كرمانى . [ 2 ] الوافى 7 : 235 ، بغية الوعاة 1 : 336 ، در المختصر : احمد بن على بن علويه . [ 3 ] حاصل معنى : روزگار پشت مرا پس از آنكه راست بود خم گردانيد و عمر من به پايان رسيد چونان كسى كه به آب عمق چاه رسيده است و فرسودگى به همه اعضا و مفاصل رسيد . چه كسى است كه تندرستيش تا ابد باقى مانده باشد . [ 4 ] حاصل معنى : چشمانت را چه شده كه مردمكى گشاده و سرشكى ريزان و پلكهايى بيمار يافته است . [ 5 ] حاصل معنى : آدمى براى افزون شدن روزى مىكوشد و حال آنكه او را جز آنچه براى او نوشته‌اند نصيبى نيست . چه بسا كسى كه در نظر من ظاهرى خاشعانه دارد و حال آنكه خداوند از او چيزها داند كه مردم نمىدانند .