و الله يعلم منه غير ما علموا
129 - احمد بن عمر بصرى نحوى [ 1 ]
از ابو عبد الله محمد بن المعلّى ابن عبد الله ازدى از ابو بشر از ابو المفرج انصارى از ابن سكيت روايت مىكرد . [ 2 ]
130 - احمد بن عمران بن سلّامهء الهانى نحوى [ 3 ]
ابو عبد الله معروف به اخفش قديم [ 4 ] . ابو بكر صولى در كتابى كه در باب شعراى مصر نوشته از او ياد كرده است . گويد كه نحوى و لغوى بود . اصلش از شام بود و در عراق ادب آموخت . چون به مصر آمد . اسحاق بن عبد القدوس او را اكرام كرد و او را به طبريه فرستاد تا به فرزندانش ادب آموزد . او را دربارهء اهل بيت عليهم السلام اشعار بسيار است .
از آن جمله است [ 5 ] :
انّ بنى فاطمة الميمونه * الطّيبين الاكرمين الطّينه
ربيعنا فى السّنة الملعونه * كلّهم كالروضة المهتونه
احمد بن عمران گويد كه هيثم بن عدىّ از من پرسيد كه تو از چه خاندانى ؟ گفتم : از الهان برادر همدان . گفت : آرى ، ايشان از نسل جنند . صحبتشان هست ولى خود پيدا نيستند . من الهانى پيش از تو نديدهام .
هامش
[ 1 ] بغية الوعاة 1 : 350 ( از ياقوت ) .
[ 2 ] در م : چنين است : از ابو بشر از المفرح انصارى از ابن سكيت روايت مىكند و ابو عبد الله محمد بن معلّى بن عبد الله ازدى از او روايت مىكند .
[ 3 ] تاريخ بغداد 4 : 333 ، الوافى 7 : 270 ، بغية الوعاة 1 : 351 ، روضات الجنّات 1 : 196 .
[ 4 ] سيوطى گويد اخفشها كه همه نحوى بودند يازده تن هستند .
[ 5 ] بنى فاطمه مبارك و ميمون و داراى سرشتى و طينتى پاكيزه و كريمند . در سالهاى لعنت شدهء خشك و بى باران ، بهار ما هستند و خود چنان باغهاى باران خورده سرسبز و خرمند .