تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
بلاد پراكنده شد . يارانى نجيب و بزرگوار داشت . جماعتى از او علم آموختند ، همواره ملازم خانه بود و جز هنگام نماز كه به مسجد نيشابور مىرفت از خانه بيرون نمىآمد و او امام آن مسجد بود . به ديدار كسى نمىرفت . مردم براى تعلّم و تبرك به خانه‌اش مىآمدند . از ابو نصر احمد بن محمد بن صاعد قاضى و ابو الحسن على بن حسن بن عباس صندلى واعظ و جز آن دو علم آموخت . تاج الدين محمود بن ابى المعالى خوارى [ 1 ] در مقدمهء كتاب ضالة الاديب گويد كه احمد بن على بيهقى در قرائت و ادب امام بود . كتاب الصّحاح را در لغت از بر كرد . اين كتاب را نزد ابو الفضل بن احمد بن محمد ميدانى خوانده بود . او را تأليفاتى است چون كتاب المحيط بلغات القرآن ، كتاب ينابيع اللغه . در آن از صحاح اللغة شاهد آورده و نيز از تهذيب اللّغه بر آن در افزوده است و از الشامل ابو منصور جبّان و مقاييس ابن فارس و نيز از تأليفات اوست الفرائد كه كتابى بزرگ است به قدر صحاح اللغه و نيز كتاب تاج المصادر و كتاب المحيط بعلم القرآن . على بن محمد بن جوينى ، بو جعفرك را به سبب تأليف كتاب تاج المصادر مدح كرده و گفته است [ 2 ] :
ابا جعفر يا من جعافر فضله * موارد منها قد صفت و مصادر كتابك ذا غيل تأشّب نبته * و انت به ليث بخفّان خادر

125 - احمد بن على بن ابراهيم بن زبير غسّانى [ 3 ]

وى از مردم مصر و از اسوان بود . ملقب به الرشيد و كنيه‌اش ابو الحسين . در سال 562 در گذشت . كاتب ، شاعر ، فقيه ، نحوى ، لغوى ، نويسنده ، عروضى ، مورخ ، منطقى ، مهندس ، آگاه از طب و موسيقى و نجوم و صاحب فنون مختلف بود . وى به خاندانى
هامش
[ 1 ] م : حوارى . خوارى منسوب است به خوار . [ 2 ] اى ابو جعفر ، اى آنكه جويباران فضل او آبشخورهايى است صافى . كتاب تو چون بيشه‌اى است كه درختانش سر در هم آورده‌اند و تو در آن نهان شده‌اى همانند شير نيزار خفّان . [ 3 ] وفيات الاعيان 1 : 160 - 164 ، الخريدة ( بخش مصر ) 1 : 200 ، الطالع السعيد : 52 ، الوافى 7 : ، المقفّى 1 : 533 .
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 169 | ياقوت الحموي / عبد المحمد آيتى