الى اللّه اشكو من زمانى حوادثا * رمت بسهام البين فى غرض الوصل
اصابت بها قلبى و لم اقض منيتى * و لو قتلتنى كان اجمل بالفعل
متى تتمايل [ 1 ] بين قتل و فرقة * تجد فرقة الاحباب شرا من القتل
121 - احمد بن على بن قدامه [ 2 ]
ابو المعالى ، قاضى انبار و در امر قضا يكى از علما و از مشاهير و معاريف آن . او راست كتابى در علم قوافى و كتابى در نحو . در ماه شوال سال 486 در گذشت .
122 - احمد بن على بن عمر بن سوّار مقرى [ 3 ]
ابو طاهر كنيه داشت ، بنا بر قول سمعانى در چهارم شعبان سال 496 وفات كرد و در جوار گور معروف كرخى به خاك سپرده شد . ابن ناصر ابو الفضل گويد : پندارم كه ولادت بن سوّار در سال 416 بوده و گفتهاند كه در سال 412 .
و گويد كه او پدر شيخ ما ابو الفوارس هبة الله و برادرش محمد بود . گروهى در نزد او قرآن آموختند و او به خط خود احاديث بسيار نوشت . كتاب المستنير در علوم قرآنى از اوست . از عبد الواحد بن رزمه ، مصاحب ابو سعيد سيرافى سماع نحو كرد . عبد الوهاب انماطى و محمد بن ناصر كه هر دو حافظ قرآن بودند و جماعت ديگر از او روايت كردهاند و هر دو او را در علم و امانت ثنا گفتهاند . سمعانى اين ابيات را از او روايت كرده [ 4 ] :
هامش
نيز بر قلب من آمد و آرزوى مرا برنياورد كه اگر مرا كشته بود كارى زيباتر و شايستهتر كرده بود . چون ميان كشتن و جدايى مقايسه كنى دانى كه فرقت دوستان بدتر از كشتن است .
[ 1 ] م : متى ما تماثل .
[ 2 ] نزهة الالبّاء : 254 ، الوافى 7 : 201 ، بغية الوعاة 1 : 244 .
[ 3 ] طبقات الجزرى 1 : 86 ، عبر الذهبى 3 : 343 ، الوافى 7 : 204 ، الشّذرات 3 : 403 .
[ 4 ] حاصل معنى : چون بيمار شويم به دارو درمان مىكنيم . آيا دارويى هست كه درد مرگ را شفا بخشد . و طبيبى