نعلّل بالدّواء اذا مرضنا * و هل يشفى من الموت الدّواء ؟
و نختار الطّبيب و هل طبيب * يؤخّر ما يقدّمه القضاء
و ما انفاسنا الّا حساب * و لا حركاتنا الّا فناء
ابو على حسين بن محمد بن فيّرة صدفى او را در زمرهء شيوخ خود ذكر كرده و از نسب او ياد نموده و گفته است كه ابو طاهر ، بغدادى و نابينا و قارى قرآن و اديب بود . گويا در پيرى كور شده باشد زيرا محبّ بن النجّار خط او را ديده است .
صدفى كتاب مستنير را و كتاب ديگر او را در مفردات از او سماع كرد . گويا پير مردى فاضل از حنفيان بود كه خود را وقف قرآن كرده بود . از شيوخ او بودند : ابو على شرمقانى و ابو على عطّار و ابو الحسن بن فارس خياط و ابو الفتح بن المقدر و ابو الفتح بن شيطا .
123 - احمد بن على بن مخلّد بيّادى اديب [ 1 ]
كنيهاش ابو العباس بود . عبد الغافر از او ياد كرده و گويد از وجوه افاضل آن نواحى بود كه به لهجهء فصيح در نظم و نثر اشتهار داشتند . به سماع و جمع احاديث پرداخت .
124 - احمد بن على بن ابى جعفر محمد بيهقى [ 2 ]
ابو جعفر مقرى و لغوى . او را بو جعفرك مىگفتند . افزودن كاف در آخر اسم در زبان فارسى علامت تصغير است چنان كه گويند عليّك و حسنك و جعفرك و امثال آنها . بنا به قول ابو سعد سمعانى در روز آخر ماه رمضان سال 544 وفات كرد و تولد او را حدود سال 470 نوشتهاند .
سمعانى گويد كه در قرائت و تفسير و نحو و لغت امام بود . او را تأليفاتى است كه در
هامش
اختيار مىكنيم ، آيا طبيبى هست كه آنچه قضا پيش داشته به وا پس اندازد . نفسهاى ما حساب شده است و حركات ما جز به سوى فنا نيست .
[ 1 ] ياقوت شرح حال او را از ذيل تاريخ نيشابور نقل كرده ، و ترجمه او در المنتخب نيامده .
[ 2 ] انباه الرواة 1 : 89 ، الوافى 7 : 214 ، طبقات المفسرين : 4 ، بغية الوعاة 1 : 346 .