تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
الله الحفهم جناح تفضّل
حكايت ديگر آنكه : ابو غالب بن مهذب معرّى در تاريخ خود گويد : در سال 417 در روز آدينه‌اى زنى در مسجد جامع معره فرياد زد كه صاحب خرابات قصد ربودن او را داشته . مردم از هر سو به خرابات دويدند و آن را با خاك يكسان كردند . اسد الدوله در نواحى صيدا بود خبر يافت بيامد و از شورشيان هفتاد تن را بگرفت و اين به رأى وزيرش تادرس بن حسن بود . وزير او را تلقين كرده بود كه اين سبب هيبت و شوكت حكومت است . در منبرهاى آمد و ميّافارقين براى اين بنديان دعا مىكردند . تادرس هزار دينار هم جريمه از آنان طلب مىكرد . شيخ ابو العلاء معرى نزد اسد الدوله رفت و او را در بيرون شهر معره بود و شفاعت كرد . اسد الدوله همه را آزاد كرد . ابو العلاء نمىدانست كه مالى هم بر آنان مقرر شده و گر نه در باب آن هم با اسد الدوله سخن مىگفت .

102 - احمد بن عبد الرحمن بن نخيل حميرى [ 1 ]

ابو العباس شنتمرى . ابو العباس احمد بن عبد العزيز بن غزوان [ 2 ] شنتمرى گويد در شنتمريه او و جماعتى از طالبان علم در درس او حاضر مىشدند .

103 - احمد بن عبد الله مهابادى ضرير [ 3 ]

از شاگردان عبد القاهر جرجانى بود ، او راست : شرح كتاب اللّمع .

104 - احمد بن عبد السيّد بن على [ 4 ]

ابو الفضل كنيه داشت . او را ابن الاشقر نحوى مىگفتند . از ساكنان ناحيهء باب الازجّ بود . ابو عبد الله بن دبيثى در كتابى كه ذيل تاريخ سمعانى نوشته از او ياد كرده و گفته است كه او اديبى فاضل بود . نزد ابو زكريا يحيى بن على خطيب تبريزى علم آموخت و تا زمانى كه
هامش
[ 1 ] از نسبت او به شنتمريه معلوم مىشود كه او از مردم اندلس است ولى نتوانستم به منبعى كه ياقوت از او نقل كرده دست يابم . [ 2 ] م : غنزوان . [ 3 ] الوافى 7 : 112 ، نكت الهميان : 110 ، بغية الوعاة 320 . [ 4 ] انباه الرواة 1 : 87 ، الوافى 7 : 64 ، بغية الوعاة 1 : 324 .
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 148 | ياقوت الحموي / عبد المحمد آيتى