تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
انسان سوء فداووه به انسان
از ايشان است ، ابو اليسر شاكر بن عبد الله بن محمد بن ابو المجد بن عبد الله بن محمد بن سليمان . عماد گويد : او پيش از من كاتب انشاى نور الدين محمود بن زنگى بود . پس استعفا خواست و در خانه نشست و من جاى او را گرفتم . در شيرز در ماه جمادىالآخرهء سال 496 زاده شد . سالهاى بسيار عهده دار ديوان انشا بود . او راست [ 1 ] :
سارقته نظرة اطال بها * عذاب قلبى و ماله ذنب يا جور حكم الهوى و يا عجبا * تسرق عينى و يقطع القلب
و هم از ايشان است : قاضى ابو مسلم وادع بن عبد الله بن محمد بن عبد الله بن سليمان ، ابو العلاء عم پدرش بود . وى در معرّة النعمان و حماة و كفر طاب شغل قضا داشت . به جود و كرم مشهور بود . به سال 431 متولد شد . او راست رسايل و شعر نيكو . و هم از ايشان است : ابو عدىّ نعمان بن ابى مسلم . از اهل علم و فضل . وى بعد از سال 550 در گذشت . ديگر ابو مرشد سليمان بن على بن محمد بن عبد الله بن سليمان . عهده دار قضاى معرّة النّعمان بود . پس از آنكه معرّه به دست فرنگان افتاد وى به شيزر رخت كشيد و در آنجا وفات كرد . او را رسايل و شعرى نيكوست . نيز ابو سهل عبد الرحمن بن مدرك بن على بن محمد بن عبد الله بن سليمان . زادگاهش شيزر بود و در شيزر و حماة زيست . در زلزله‌اى ، كه در سال 552 در حماة روى داد ، كشته شد . شعرش مطبوع طباع بود . و نيز ابو المعالى صاعد بن مدرك بن على بن محمد بن عبد الله بن سليمان . زادگاهش شيزر بود و در حماة پرورش يافت و در معرة النعمان در گذشت . او را نيز شعرهايى است . اينان بسيارند و من به اختصار كوشيدم . قصدم آن بود كه بگويم خاندان ابو العلاء همه اهل فضل و دانش و ادب بوده‌اند . در بعضى از كتابها ديده‌ام كه چون ابو العلاء به بغداد در آمد ، آهنگ ابو الحسن على بن
هامش
[ 1 ] حاصل معنى : دزديده‌اش نگريستم و آن نگاه عذاب قلب مرا به درازا كشانيد و حال آنكه گناهيش نبود . عشق چه ظالمانه قضاوت مىكند چشم من دزديده و قلب من بريده مىشود .