ثعالبى گويد : بديع الزمان معجزهء همدان بود و نادرهء دور فلك و فرزند عطارد و يگانهء روزگار و غرّهء زمان . و من در هوشمندى و سرعت ذهن و والايى طبع و قوت نفس همانند او نديدهام . سخنش همه طرفه و ملاحت بود و نظم و نثرش چون خورشيد تابان . از بدايع عجايب او يكى آن بود كه قريب پنجاه بيت شعر را كه تا آن زمان نشنيده بود با يك بار خواندن حفظ مىكرد و از اول تا آخر مىخواند و يك حرف خطا نمىكرد . و نيز چهار يا پنج برگ از كتابى را كه هرگز نديده بود يك نظر مىنگريست و همه را از بر مىخواند . گاه از او مىخواستند كه قصيدهاى بگويد يا رسالهاى در معنى غريب بنويسد و او در يك ساعت آن را در زيباترين صورتى به پايان مىآورد . بسا كتابى را كه به او پيشنهاد مىكردند از آخر آغاز مىكرد و همچنان مىنوشت تا به اولش مىرسيد . گاه شعر را مىنگريست و به نثر مىخواند يا نثر را مىنگريست و به نظم مىآورد . گاه قافيههاى بسيار به او مىدادند و او مناسب هر يك بيتى بلند و زيبا مىسرود ، گاه نظم يا نثرى دشوار به او اقتراح مىكردند و او در اسرع وقت ارتجالا آن را به پايان مىآورد . بسا اشعار فارسى را كه مشتمل بر معانى غريب بود به ابيات عربى ترجمه مىكرد . در كار او ابداع بود و هم سرعت ، عجايب و لطائف اعمال او به حدى است كه در شمار نگنجد . بديع الزمان خوشصورت بود و خوشمحضر .
در سال 380 در جوانى از همدان بيرون آمد . نزد ابو الحسن بن فارس درس خواندن آغاز كرد و هر چه استادش مىدانست از او بياموخت . سپس به محضر صاحب بن عبّاد پيوست و از ثمرات علم او بهرهها گرفت . آنگاه به جرجان رفت مدتى در آنجا درنگ كرد و با اسماعيليان در آميخت و در كنف آنان بيارميد . و از خواص دهخدا ابو سعيد محمد بن منصور بود و از او بهرهها گرفت و دهخدا را عادت آن بود كه به اهل فضل از بذل مال دريغ نمىكرد . چون خواست به نيشابور رود او را به زاد و راحله يارى داد . بديع الزمان در سال 392 به نيشابور در آمد و در آنجا چهار صد [ 1 ] مقامه املا كرد كه آنها را به ابو الفتح اسكندرى منسوب مىداشت مقاماتش همه دلانگيز و چشمنوازند . ميان او و ابو بكر خوارزمى خلاف و مشاجره افتاد . در اين خلاف و مشاجره گروهى از بديع الزمان جانبدارى مىكردند و گروهى از ابو بكر . نام بديع الزمان در سراسر آفاق پراكنده شد و
هامش
[ 1 ] اين عدد قابل تأمل است . زيرا امروز چهل مقامه در دست داريم . بعضى گويند پنجاه و يك مقامه بوده به شمار رسائل اخوان الصفا كه به اسماعيليه انتساب دارد و بديع الزمان نيز با آنان مراوده داشته .