تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
حكايت كرده . از اين قرار كه ميان من و ابو محمد يوسف بن ابى سعيد حسن سيرافى بر سر ياء تفعلين بحث افتاد . ابو محمد سيرافى مىگفت كه ياء علامت تأنيث است و فاعل مضمر است . من مىگفتم اگر فقط علامت تأنيث باشد چون تاء در ضربت ، چون ضمير مثنى بر آن بچسبد باقى خواهد ماند . ( چنان‌كه گوييم ضربت ، ضربتا و حال آنكه مىگوييم تضربين تضربان ) ازاين‌رو معلوم مىشود كه علاوه بر دلالتش بر تأنيث معنى فاعلى هم دارد . و چون مثنى شود ضمير مفرد يعنى ياء حذف مىشود و الف تنها مىآيد و اين ياء مانند زنبيلى است كه در آن چيزهاى مختلف گذارند . بحث با خنده بر كم سوادى ابن سيرافى فرزند شيخ ما پايان يافت . از ابو القاسم مغربى وزير نقل شده كه گفته است ، عبدى در آخر عمر به جنون مبتلا شد . از آثار اوست : كتاب شرح الايضاح و كتاب شرح الجرمى .

67 - احمد بن ابى بكر بن ابى محمد خاورانى [ 1 ]

كنيه‌اش ابو الفضل ، نحوى و اديب بود و ملقّب به محدويه . او را در عرف سرين [ 2 ] ديدار كردم . جوانى فاضل و بارع و ذو فنون بود ، هوش و حافظه‌اى شگرف داشت . قرآن را از بر مىخواند . كتابهاى علمى را به خط خوش مىنوشت و در نزد مشايخ خود مىخواند . دو كتاب كوچك در نحو تصنيف كرده بود و كارهاى ديگر آغاز كرده بود كه مرگ مهلتش نداد كه آنها را به اتمام رساند . از آن جمله چنان‌كه خود براى من گفته بود شرح كتاب المفصّل زمخشرى بود . از من چيزهاى زيادى نوشت . در سال 617 از او جدا شدم . سپس شنيدم كه مرگ او را در ربوده به سال 620 . سى سال از عمرش گذشته بود .

68 - احمد بن جعفر دينورى [ 3 ]

وى داماد ثعلب بود . ابو على كنيه داشت . يكى از نحويان مبرّز در ميان نحويان مصر بود . به سال 289 در مصر وفات كرد . ابو على از منزل ثعلب بيرون مىآمد ، در حالى
هامش
[ 1 ] الوافى 6 : 268 ، بغية الوعاة 1 : 299 ، خاورانى منسوب است به خاوران ، قريه‌اى از نواحى خلاط . ياقوت گويد از آنجاست ، دوست ما اديب تبريز احمد بن ابى بكر بن ابى محمد كه در جوانى در سال 620 در گذشت . [ 2 ] جايى در يمن ، نزديك صنعاء . [ 3 ] انباه الرواة 1 : 33 ، الوافى 6 : 285 ، بغية الوعاة 1 : 301 ، طبقات الزبيدى 215 .