احمد بن قاسم نيشابورى او را بعد از سال 250 يا در حوالى آن ديده و از او علم و ادب فراوان آموخته .
من مىگويم كه اميه پدر او از موالى هشام بن عبد الملك بود . در دولت بنى عباس به ربيع ، حاجب منصور پيوست و در حضور او كتابت مىكرد . شعر نيز نيكو مىگفت ، فرزندان او همه اهل علم بودند ، يكى همين احمد است و ديگرى برادرش محمد ، در اخبار الشعراء شرح حالش را آوردهام .
64 - احمد بن بشر بن على تجيبى [ 1 ]
معروف به ابن الاغبس . حميدى از او ياد كرده و گفته است كه به سال 326 در گذشته است . فقيه بود بر مذهب شافعى و مايل به حديث . كتابهايى را كه در پيرامون قرآن نوشته شده بود نيك مىدانست و هر چه در آنها آمده بود از عربيت و تفسير و لغت و قرائت مىشناخت . از حافظان لغت عربى بود و راوى حديث . خطى خوش داشت و كتابها را به نيكوترين وجهى استنساخ مىكرد . از عجلى و خشنى و ابن الغازى علم آموخته بود .
65 - احمد بن بكران بن حسين زجّاج [ 2 ]
على بن محمد ازدى در سال 355 ، از او روايت نوشته است .
66 - احمد بن بكر عبدى [ 3 ]
ابو طالب كنيه داشت . كتاب ايضاح ابو على فارسى را شرح كرده است . نحوى و لغتشناس بود و در انواع علوم عربيت سر آمد . از قاضى ابو سعيد سيرافى و ابو الحسن رمّانى و ابو على فارسى علم آموخت . در سال 406 در ايام خلافت القادر بالله در گذشت .
از او خبرى نشنيدهام كه در خور نقل باشد ، جز آنچه خود در كتاب شرح الايضاح از خود
هامش
[ 1 ] تاريخ ابن الفرضى 1 : 44 ، جذوة المقتبس : 111 ، طبقات الزبيدى : 282 ، المقتبس : 48 ، انباه الرواة : 33 ، الوافى 6 : 265 ، الديباج المذهّب 1 : 157 ، بغية الوعاة 1 : 298 .
[ 2 ] تاريخ بغداد 4 : 56 .
[ 3 ] نزهة الالباء : 230 ، ابن خلكان 1 : 101 ، الوافى 6 : 267 ، بغية الوعاة 1 : 298 .