تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
ايشان از مذار است و از شعرهاى اوست [ 1 ] :
لا تجعلن بعد داري * مخسّسا لنصيبي فربّ شخص بعيد * إلى الفؤاد قريب و ربّ شخص قريب * إليه غير حبيب ما القرب و البعد إلّا * ما كان بين القلوب
احمد بن يحيى گويد : احمد بن اسماعيل بن ابراهيم ، كاتب و علّامه‌اى شاعر بود . شعر را نيك مىشناخت . لطيفه گوى و شاد خوار بود . يك بار مرا گفت : « بنات مخر » چه باشد ؟ گفتم : « بنات مخر » ابرهاى سفيدى هستند كه پيش از تابستان مىآيند . آنها را در سفيدى و زيبايى به چنين زنانى تشبيه كرده‌اند ، زيرا ابرهاى تابستان كه بى بارانند سياهند . مرا گفت تو به دل عرب هستى .

60 - احمد بن ابى الاسود قيروانى [ 2 ]

زبيدى از او ياد كرده و گويد در نحو و لغت به نهايت رسيده بود . از اصحاب عبد الملك مهرى [ 3 ] بود . او را در نحو و غريب لغت تصانيفى است نيكو و نيز شعر نيكو مىسرود .

61 - احمد بن اعثم كوفى ، ابو محمد اخبارى [ 4 ]

مورخى شيعى مذهب بود . اصحاب حديث او را ضعيف مىپنداشتند . او راست كتاب المألوف و كتاب الفتوح . تا ايام رشيد را در بر داشت . او را كتاب ديگرى است كه تا آخر ايام مقتدر است و به ايام مأمون آغاز مىشود ، شايد ذيل كتاب نخستين باشد ، من هر دو
هامش
[ 1 ] حاصل معنى : دورى خانهء مرا سبب كم بهره شدن من قرار مده ، چه بسا كسى به تن دور باشد و به دل نزديك يا به تن نزديك باشد ولى محبوب نبود . پس دورى و نزديكى چيزى جز كه ميان دلها نيست . [ 2 ] انباه الرواة 1 : 31 ، بغية الوعاة 1 : 217 ، طبقات الزبيدى : 229 . [ 3 ] عبد الملك بن قطن مهرى . در شرح حال برادرش ابراهيم از او ياد شد ولى شرح حالش در كتاب ساقط است . [ 4 ] الوافى 6 : 265 .