او نديدهام . زبيدى او را در زمرهء نحويان مصر آورده است . به سال 301 در گذشت .
58 - احمد بن اسماعيل بن سمكة [ 1 ]
ابو عبد الله ابو على ، بجلى و عربى ، از مردم قم بود . ابو جعفر او را در مصنّفى الامامية ذكر كرده است . از اهل فضل و ادب و علم بود . ابو العباس محمد بن حسين بن عميد نزد او درس خواند . او را كتابهايى است كه همانند آنها تصنيف نشده . چون كتاب العباسى كه كتابى بزرگ است در حدود ده هزار ورقه در اخبار خلفا و دولت عباسى . احمد بن اسماعيل بن سمكة نحوى و لغوى و اخبارى بود . از اوست [ 2 ] :
خلّط فهذا زمان فيه تخليط * و الناس اثنان محسود و مغبوط
و لا تقيمن بارض لا انتفاع بها * فالأرض واسعة و الرزق مبسوط .
59 - احمد بن اسماعيل بن ابراهيم بن خصيب نطّاحه [ 3 ]
وى از مردم انبار بود و كاتب عبيد الله بن عبد الله بن طاهر . مردى صاحب بلاغت و ترسّل و اهل شعر و ادب . بيشتر از سوى خود براى دوستانش نامه مىنوشت ، ميان او و ابن معتزّ مراسلات و جوابهاى شگفت بوده است .
محمد بن اسحاق نديم گويد كه او را تصانيفى است از جمله مجموعهء رسايلش نزديك به هزار ورق حاوى بهترين رسايل . و نيز كتاب الطبيخ و كتاب طبقات الكتّاب و كتاب اسماء المجموع و المنقول من الرّقاع ، شامل سخنانى كه از علما شنيده يا اعمالى كه از مردان بزرگ مشاهده كرده و كتاب صفة النفس و كتابى در نامههايى كه به دوستانش نوشته .
مرزبانى در معجم گويد : جدّش خصيب بن عبد الحميد فرمانرواى مصر بود ، اصل
هامش
[ 1 ] اين ترجمه از المختصر است و در چاپ مارگليوت نيامده است . بنگريد به فهرست طوسى : 23 كلكته ، 59 بيروت .
[ 2 ] حاصل معنى : روزگارى است پرآشوب تو نيز به ميانه درآى . مردم در آن يا مورد حسدند يا دستخوش غبطه ، در سرزمينى كه در آن سودى نباشد درنگ مكن كه زمين پهناور است و روزيها از پيش قسمت شده .
[ 3 ] فهرست ابن نديم : 138 ، الوافى 6 : 248 .