تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
وجوه مردم بغداد حاضر آمده بودم . در مجلس ، ابو جعفر طبرى در كنار من بود . پدرم به موعظه و تسليت مصيبت ديدگان پرداخت . و شعرها مىخواند و حكايات و اخبار مىگفت ، در اين هنگام طبرى هم داخل در بحث شد ، ميان پدرم و طبرى بحث اوج گرفت و در انواع علم و ادب سخنها رفت و مردم تحسينها مىنمودند تا روز بالا آمد و از هم جدا شديم . هنگامى كه پشت سرش مىرفتم : پرسيد : پسرم آن شيخ كه با ما بحث مىكرد ، كه بود ؟ آيا او را مىشناسى . گفتم : سرور من گويى تو او را نمىشناسى ؟ گفت : نه . گفتم : ابو جعفر محمد بن جرير طبرى بود ، گفت : إنا لله ، فرزندم وقت مرا خوش كردى ، پرسيدم : سرور من چگونه ؟ گفت : چرا در آن موقع نگفتى تا دربارهء چيزهاى ديگر با او مذاكره كنم كه او مردى است كه دانشهاى بسيار در حافظه دارد و من در آن موضوعها با او بحث ننمودم . مدتى بر اين بگذشت در مجلس ديگرى بوديم كه طبرى از در درآمد . اندك اندك او را آگاه كردم كه اى قاضى اكنون ابو جعفر طبرى داخل شد . پدرم به او اشارت كرد كه در كنار او بنشيند و برايش جايى باز كرد و با او سخن آغاز كرد . پدرم هر قصيده‌اى را كه آغاز مىكرد طبرى چند بيتى از آن مىخواند . پدرم مىگفت : اى ابو جعفر همچنان بخوان . گاه مىشد كه طبرى در مىماند و پدرم شعر مىخواند و سخن مىگفت تا نيمروز در رسيد و حاضران در يافتند كه طبرى كوتاه آمده . سپس برخاستيم . پدرم گفت : اكنون خاطرم شادمان شد . ابو جعفر را كتابى است در نحو بر مذهب كوفيان . ابو على تنوخى حكايت كند [ 1 ] كه ابو الحسين على بن هشام بن عبد الله معروف به ابن ابى قيراط ، كاتب ابن فرات و ابو محمد عبد الله بن على ذكويه ، كاتب نصر قشورى [ 2 ] و ابو طيب محمد بن احمد كلوذانى ، كاتب ابن فرات حكايت كردند كه ما در محضر ابو الحسن بن فرات در خانهء مقتدر بوديم ، در وزارت دوبارهء ابن فرات ، در روز پنجشنبهء پنج شب باقى مانده از جمادى الآخر سال 311 . ابن قليجه را كه در دورهء اول وزارتش از سوى على بن عيسى به نزد قرامطه ، رفته بود ، فرا خواند و با على بن عيسى روبه‌رو نمود و گفت كه قرمطيان با على بن عيسى مكاتبه داشته‌اند و از او طلق و برخى چيزهاى ديگر كه به آنها نياز داشته‌اند خواسته‌اند او نيز همه را براى ايشان فرستاده است . ابن فرات
هامش
[ 1 ] اين داستان در كتاب الوزراء صابى : 317 آمده است . [ 2 ] نصر القشورى حاجب المقتدر . در سال 316 در گذشته است ( المنتظم 6 : 220 ) .
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 88 | ياقوت الحموي / عبد المحمد آيتى