تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
احمد بن اسحاق بن بهلول مردى عظيم القدر و از ادب بهرهء فراوان داشت . جوانمرد و فصيح و در فقه بر مذهب اهل عراق بود ولى ادبياتش بر فقه او غلبه داشت . احمد بن اسحاق از سال 296 تا ربيع الآخر سال 316 همچنان عهده دار قضاى مدينة المنصور بود . سپس از آن كار منصرف شد و به حديث پرداخت . در حديث ثقه و امين بود . نيكو ضبط مىكرد و در علوم گوناگون متفنّن بود . از جمله در فقه بر مذهب ابو حنيفه و اصحاب او ، در چند مسئلهء اندك هم با آنان اختلاف داشت . در لغت و نحو سر آمد همگان . و در نحو پيرو مذهب كوفيان بود . در آن علم كتابى هم تأليف كرده است . بسيارى از اشعار قديم و جديد را از برداشت . خطيبى زبر دست بود و نيكو سخن مىگفت و زبان‌آور بود . در خط و ترسل و مكاتبت و بلاغت در مخاطبه ، استاد بود . در حكم نيز سخت پرهيزگارى مىكرد . در سال 276 در انبار و هيت و راه فرات و در سال 292 بر ناحيهء جبل از جانب مكتفى و نيز از جانب معتضد قضاوت مىنمود . المقتدر بالله در سال 296 بعد از فتنهء معتزّ قضاى مدينة المنصور از مدينة السّلام بغداد ، سپس قطربّل و مسكن و انبار و هيت و راه بغداد را به او داد و چند سال بعد قضاى همهء كورهء اهواز را به او سپرد . اين به هنگامى بود كه قاضى آن جا محمد بن خلف معروف به وكيع در گذشته بود . احمد بن اسحاق تا سال 317 كه از قضاوت كناره گرفت در اين اعمال قضاوت مىكرد . ابو نصر يوسف بن عمر بن قاضى ابو عمر محمد بن يوسف حكايت كرد كه در سواد در ايام جوانى در سراى المقتدر بالله بودم ، با ابو الحسين [ 1 ] و او در آن زمان قاضى القضاة بود . من در بعضى از موكبها قاضى ابو جعفر را ديدم كه به سواد مىآمد . چون پدرم او را ديد از جايش برخاست و در كنار او قرار گرفت ، سپس در شعر و ادب و علم بحث كردند به گونه‌اى كه از خادمان جمع كثيرى اطرافشان گرد آمدند آن سان كه بر گرد قصه‌گويان گردمىآيند . به ياد دارم كه بيتى خواند كه امروز فراموشش كرده‌ام . پدرم گفت : اى قاضى من اين بيت را به خلاف اينكه تو مىگويى از بر دارم . او بر پدرم بانگى سخت زد و گفت : خاموش شو ! براى من مىگويى ؟ من از شعر خود پانزده هزار بيت از بر دارم و چند و چند برابر از اشعار ديگران ، كلمهء چند را پىدرپى تكرار مىكرد . و گويد [ 2 ] كه قاضى ابو طالب محمد بن قاضى ابو جعفر بن بهلول مرا حكايت كرد كه با پدرم بر جنازهء يكى از
هامش
[ 1 ] ابو الحسين عمر بن ابى عمر محمد در زمان پدرش عهده دار كار قضا بود در سال 328 وفات كرد ( المنتظم 6 : 307 ) . [ 2 ] تاريخ بغداد 4 : 33 .