تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
گويد : ابو الفضل صفّارى در كتاب خود از او ياد كرده است . به خط او خواندم كه اديبى كاتبى چيره دست بود ، در ترسّل استاد بود و حافظه‌اى نيرومند داشت و از فصاحت و بلاغت بهره‌مند بود و خطش در اوج زيبايى . از سخنان اوست كه زيادت چون از حد بگذرد نقصان شود و گويد كه چون انشايى پيچيده و مغلق و متكلف مىديد ، مىگفت : كتابت در جايى كه نه جاى اوست قرار گرفته . به يكى از رؤسا كه از او روى پوشيده بود چنين نوشت [ 1 ] :
و محجّب بحجاب عزّ شامخ * و شعاع نور جبينه لا يحجب حاولته فرأيت بدرا طالعا * و البدر يبعد بالشعاع و يقرب

53 - احمد بن ابراهيم بن محمد سجزى [ 2 ]

ابو نصر ، از ادباى فاضل بود و نزد ابو بكر عبد القاهر دانش آموخت . به خط سلامة بن عياض كفرطابى نحوى خواندم كه در آخر نسخهء المقتصد عبد القاهر جرجانى در رى نوشته شده بود : برادر فقيه ، ابو نصر احمد بن ابراهيم بن محمد سجزى ايّده الله اين كتاب را از ابتدا تا انتها نزد من خواند و نيكو فرا گرفت . نوشت اين را عبد القاهر بن عبد الرحمن به خط خود در ماه خدا ، ماه مبارك سال 454 .

54 - احمد بن ابراهيم بن ابى خالد طبيب [ 3 ]

او را ابن جزّار قيروانى مىگفتند . طبيبى حاذق و محقق و مدرس بود . كتابهايش جامع كتابهاى پيشينيان است و حكايت از آن دارد كه هر چه نوشته نيك دريافته . در طب و ديگر علوم او را آثارى است . مشهورترين كتب او در طب عبارتند از ، فى علاج الامراض ،
هامش
[ 1 ] روى پوشيده به حجاب عزتى شامخ ولى شعاع فروزان پيشانيش در حجاب نشود . آهنگ او كردم بدرى طالع ديدم و به درگاه شعاعش دور مىشود و گاه نزديك . [ 2 ] شرح حال او در ضمن شرح حال استادش عبد القاهر جرجانى در انباه الرواة 2 : 190 آمده است . نام او را « الشجرى » نوشته . [ 3 ] عيون الانباء 2 : 37 ، الوافى : 6 : 208 - 209 ، ابن جلجل : 88 ، طبقات الامم : 61 ، نيز شرح حالى از او در مسلّم الوصول ص : 62 .