رعايت نمىكرد ، چنان كه به جامه و تن پر شپش او مثل مىزدند . اما در خوردن حريص بود و به هنگام خوردن رعايت ادب نمىكرد . و تا دست در هر كاسهاى نكند براى او طبقى جدا مىنهادند .
قاضى تنوخى در نشوار المحاضره گويد كه ابو رياش احمد بن ابى هاشم قيسىّ يمامى مردى از حافظان لغت بود . نخست پيشهء سپاهيگرى داشت سپس به آموختن شعر و ادب پرداخت . سخت به ابو تمّام طائى تعصب مىورزيد .
و نيز تنوخى گويد : در مجلس ابو محمد مافروخى عامل بصره ، ميان او و ديگرى در لغت مناظره افتاد . ابو رياش پيوسته مىگفت : عمهام يا جدهام چنين و چنان گويد ابو الحسين محمد بن محمد بن جعفر بن لنكك شاعر كه حاضر بود گفت : تا كنون نديدهايم كه از زنان آن كاره لغت فرا گيرند . ابو رياش شرمنده و خاموش شد .
مافروخى به سبب كثرت علم و ادبش او را گرامى مىداشت . رياشى در قصايدى مهلّبى وزير را مدح كرده است .
مؤلف گويد : ابو محمد مافروخى ، كه از او ياد كرديم ، ابو محمد عبد العزيز بن احمد مافروخى است كه عامل بصره و مردى عالم و جليل القدر بود . اما در سخن گفتن الكن بود و گاه حرفى را چند بار تكرار مىكرد . ولى هنگامى كه شعر يا قرآن مىخواند زبانش گشاده مىشد . روزى يكى او را گفت : اى كاش سخن تو همه شعر بود يا قرائت قرآن ، مافروخى به هم برآمد و گفت : اين سخن طنز بود . و نيز گويند كه يكى از كارگزارانش كه براى كارى رفته بود فرزند خود را كه او نيز زبانش لكنت داشت نزد او نهاد . پس چون آغاز سخن كرد حرف واو را چند بار تكرار كرد ، پسر نيز در جواب چنان كرد ، مافروخى پنداشت كه او را ريشخند مىكند گفت تا او را قفا زنند تا خويشاوندان او بيامدند و گواهى دادند كه او را در زبان لكنت است و از مافروخى پوزش خواستند . مافروخى گفت : اين گناه پدر اوست كه او را نزد من نهاده است .
52 - احمد بن ابراهيم بن اديبى خوارزمى [ 1 ]
كنيهء او ابو سعيد بود . از مشاهير ادباى خوارزم و شعراى آن . ابو محمد در تاريخ خوارزم
هامش
[ 1 ] الوافى 6 : 207 ( از ياقوت )