را بفرستاد تا كشتندش .
ابو العباس همچنان زمام قدرت را به دست داشت و بر او حوادثى گذشت . سر انجام كارش به عجز و ادبار كشيد زيرا در اين احوال يكى از اقرباى سيّده بمرد ، ابو العباس را متهم كردند كه او را زهر داده است . ابو العباس بگريخت و در سال 392 به بروجرد شد و به بدر بن حسنويه التجا آورد و همچنان در بروجرد بود تا سال 398 كه در گذشت . پسرش ابو القاسم سعد نيز پس از اندك زمانى جهان را بدرود گفت .
و گويند كه ابو بكر بن رافع ، يكى از غلامان خود را وا داشت تا او را زهر دهد . و آن سبب مرگش شد . ابو بكر از همدان به بروجرد رفت تا ميراث او را حمل كند ، به قولى افزون بر ششصد هزار دينار حاصل كرد .
51 - احمد بن ابراهيم ابو رياش [ 1 ]
تنوخى در كتاب نشوار المحاضره آورده است كه نام او احمد بن ابى هاشم قيسى بود و كنيهاش ابو رياش و من به خط يكى از ادباى مصر ديدم : ابو رياش احمد بن ابراهيم شيبانى و شايد ابو هاشم كنيهء ابراهيم بوده است . ابو غالب همّام بن الفضل بن مهذّب معرّى در تاريخ خود ، سال وفات او را 339 آورده است . و گويند كه پنج هزار ورقه لغت از بر داشت و بيست هزار بيت شعر .
ابو العلاء احمد بن عبد الله بن سليمان معرّى در كتاب خود معروف به الرياش المصطنعى گويد كه ابو رياش بلندقامت بود با صدايى رسا ، به زبان مردم باديه سخن مىگفت و بر مذهب زيديه بود ، فراوان زن مىگرفت و طلاق مىداد . مىگفت كه من در باديه زاده شدهام و در خضرمه بازى كردهام و در بصره ادب آموختهام . خضرمه بستانى است در يمامه كه پيازهايش گنده شود و رياش و ريش به معنى زيبايى هيئت و منظر است .
ابو منصور عبد الملك بن محمد ثعالبى در يتيمه گويد كه ابو رياش در حفظ ايام و انساب و اشعار عرب سر آمد همگان بود . او اشعار و اخبار عرب را با فصاحت و بيان و اعراب و اتقان مىخواند ولى مردى فرومايه بود ، لباسش چركين و خشن بود و نظافت را
هامش
[ 1 ] يتيمة الدهر 2 : 352 ، انباه الرواة 1 : 25 ، 4 : 118 ، الوافى 6 : 205 ، بغية الوعاة 1 : 409 .