تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
شورشيان تلمسان از آل يغمراسن بلاد مغراوه را - چنان كه اسلافشان كرده بودند - در زمرهء متصرفات خويش در آوردند . ابو ثابت زعيم بن عبد الرحمان بن يغمراسن كه از سرداران بنى عبد الواد بود سپاه در حركت آورد و در سال 752 بلاد مغراوه را زير پى سپرد و جمعشان پريشان ساخت و ضواحى و شهرهايشان را بگرفت و على بن راشد را در تنس با اندكى از قومش محاصره نمود و مدت محاصره به دراز كشيد . چون على بن راشد ديد كه از هر سو در محاصرهء دشمن است به يكى از زواياى قصر رفت و نهان از مردم با شمشير خويش خودكشى كرد و كار او مدتها نقل مجلس ديگران بود . پس از كشته شدن او شهر به دست دشمن افتاد . از مغراوه هر كه در آنجا بود كشته شد و باقى به بلاد اطراف گريختند . برخى به صاحبدولتان ديگر پيوستند و جزء سپاهيان ايشان شدند و در شمار اتباع و حشم ايشان در آمدند و كارشان در بلاد شلف منقرض گرديد . بار ديگر بنى مرين به تلمسان حمله كردند و آل زيان را مغلوب كردند و آثارشان محو نمودند . چون سلطان ابو عنان به پادشاهى رسيد آفتاب دولتشان رو به افول نهاد و توفان قدرتشان فروكش كرد . شورشيان از آل يغمراسن به دست ابو حموى دوم موسى بن يوسف - چنان كه در اخبارشان خواهيم آورد - در قلمرو ايشان سومين بار دولتى تشكيل دادند سپس بنى مرين بار سوم به تلمسان حمله كردند . سلطان عبد العزيز بن سلطان ابى الحسن در آغاز سال 772 بدان سو نهضت نمود و لشكريان خود در پى ابو محمد شورشگر آل يغمراسن روانه نمود . زيرا ابو حمو از برابر او با اقوام و متابعان خود گريخته بود و ما شرح آن را خواهيم آورد . چون سپاه او به بطحاء رسيد روزى چند در آنجا درنگ كردند تا رفع نقايص كنند . در ميان آن لشكر كودكى بود از فرزندان على بن راشد - كه خود را كشته بود - به نام حمزه . حمزة بن على در دامن دولت و در ظل كفالت و نعمت ايشان پرورش يافته بود و اكنون به جوانى رسيده بود . اين جوان كه در راتبهء او از ديوان خللى پديد آمده بود ، نزد سردار سپاه وزير ابو بكر بن غازى به شكايت رفت . وزير او را به خشم از درگاه براند . حمزه نيز شب هنگام بگريخت و به دژ بنى بو سعيد در شلف رسيد . آنان پناهش دادند و نيرويش بخشيدند . حمزه قوم خود را فراخواند . اجابتش كردند . سلطان عبد العزيز وزير خود عمر بن مسعود بن منديل بن حمامه بزرگ تيربيغين را با سپاهى عظيم از بنى مرين و سپاهيان بر سر او گسيل داشت . اين لشكر در دامنهء كوه فرود آمد . به مدت يك سال ايشان را محاصره نمود و هر چند گاه زد و خوردى در مىگرفت . سلطان وزير خود را به مدارا و مداهنه متهم ساخت . رقيبان نيز سعايت كردند . سلطان او را دستگير نمود و ابو بكر بن غازى وزير ديگر خود را به جاى او فرستاد . ابو بكر نيز با لشكرى عظيم در حركت آمد و به محض ورود جنگ آغاز كرد . خداوند در دلهاى ايشان بيم افكند و از دژ فرود آمدند و تسليم شدند . حمزة بن على با بقاياى لشكرش بگريخت و به بلاد حصين رفت . اينان از شورشگران بودند و با ابو زيان بن ابى سعيد از خاندان يغمراسن پيوستگى داشتند . اخبار
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 77 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى