واقعه در سال 703 بود . او را گرفتند و نزد سلطان فرستادند . او را عفو كرد و براى دلجويى راشد از كشتن ايشان دست بداشت .
سپس لشكرهايى به سردارى برادر خود ابو يحيى بن يعقوب به شرق فرستاد . ابو يحيى با راشد بن محمد در پناهگاه بنى بو سعيد به نبرد رفت و مدت محاصرهء او به دراز انجاميد . روزى ميان دو لشكر دشمن نبرد افتاد . در اين واقعه خلقى از بنى مرين و سپاهيان سلطان ابو يعقوب يوسف كشته شدند . اين نبرد در سال 704 بود خبر به سلطان رسيد . اين كينه در دل بداشت . و فرمان داد تا پسر عم او على بن يحيى و برادرش حمو و هر كه را از قومش كه همراه او بود تير باران كردند . سپس برادر خود ابو يحيى بن يعقوب را بار ديگر در سال 704 گسيل داشت . ابو يحيى بر بلاد مغراوه مستولى شد و راشد در متيجه به جبال صنهاجه پناه برد . عمش منيف بن ثابت نيز با جماعاتى از ثعالبه با او بودند . ابو يحيى نبرد را آماده شد . راشد نزد او رسولانى فرستاد و ميانشان صلح افتاد و سپاهيان سلطان باز گرديدند . منيف بن ثابت با فرزندان و عشيرهء خود به اندلس رفت و در آنجا مسكن گرفتند چون سلطان ابو يعقوب يوسف بن يعقوب در پايان سال 706 در تلمسان كه فرو آمده بود ، درگذشت ميان نوادهء او ابو ثابت و ابو زيان بن عثمان ، سلطان بنى عبد الواد قرار داد صلحى منعقد گرديد بدين مضمون كه بنى مرين به سود او از همهء شهرها و اعمال و ثغور ايشان كه در تصرف آورده است چشم بپوشند و همه را به عمال ابو زيان واگذارند . راشد براى باز پس گرفتن بلاد خود در تكاپو افتاد و به مليانه رفت و آنجا را محاصره نمود . چون بنى مرين به سود ابى زيان از متصرفات خود چشم پوشيدند مليانه و تنس به تصرف عثمان بن يغمرسن در آمد و كوشش راشد بىنتيجه ماند و از محاصره دست برداشت .
در همان نزديكى ابو زيان بمرد و برادرش ابو محمد موسى بن عثمان جانشين او شد و بر مغرب اوسط مسلط گرديد و در سال 707 تا فركينت را بگرفت و پس از او مليانه و مديه را تصرف كرد . سپس تنس را بگرفت و آن را به غلام خود مسامح سپرد . اين امور مقارن حركت صاحب بجايه سلطان ابو البقاء خالد بن مولانا امير ابو زكريا بن سلطان ابو اسحاق بود به متيجه . براى باز پس گرفتن الجزاير از دست ابن علان كه بر ايشان شوريده بود . راشد بن محمد در آنجا با او ديدار كرد و در زمرهء ياران او در آمد و در كارها يارىاش نمود . سلطان نيز او را اكرام كرد و در حق او نيكى نمود . ميان او و قومش با صنهاجه اولياى دولت و غلبه يافتگان بر ضاحيهء بجايه و جبال زواوه پيمان دوستى منعقد گرديد و دست راشد به دست زعيم ايشان يعقوب بن خلوف كه از وزراى دولت بود رسيد .
چون سلطان خالد براى تصرف تونس در حركت آمد ، يعقوب بن خلوف را بر بجايه امارت داد . راشد نيز با قوم خود در لشكركشى شركت جست و در جنگهاى او فداكاريها نمود تا آنگاه
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 75
مساهمون: ابن خلدون
ص٧٥