بنى القاسم را نيز بطون بسيار است ، از آن جمله است بنى يكنيمن بن القاسم و از ايشان است :
و يغرن بن مسعود بن يكنيمن و برادرانش يكنيمن و عمر . نيز از اينان بود : اعدوى بن يكنيمن بزرگ و گويند : اعدوى بن يكنيمن كوچك . و نيز از اينان بود عبد الحق بن منغفاد از اعقاب و يغرن .
رياست آنها در عهد عبد المؤمن بر عهدهء عبد الحق بن منغفاد و اعدوى بن يكنيمن بود . عبد الحق بن منغفاد همان كسى است كه غنايم را از چنگ بنى مرين بربود . و مخضب را در مسون كشت و اين به هنگامى بود كه عبد المؤمن او را با موحدين براى انجام اين امر فرستاده بود . مورخين نام او را عبد الحق بن معاد بن ميم و عين بى نقطه هر دو مفتوح و الف و بعد از آن دال ضبط كردهاند و در اين غلط كردهاند به اين دليل كه اين لفظ با اين ضبط در واژگان زبان زناتى نمىگنجد . اين كلمه تصحيف منغفاد به ميم و نون هر دو مفتوح و غين بى نقطهء ساكن بعد از آن وفاء مفتوح و خدا داناتر است .
از بطون بنى القاسم است ، بنى مطهر بن يمل بن يزكن [ 1 ] بن القاسم . حمامة بن مطهر از شيوخ ايشان بود در عهد عبد المؤمن . در جنگهاى زناته با موحدين رشادتها نمود . سپس از فرمانبرداران نيك آن خاندان شد . نيز از بطون بنى القاسم است بنى على و رياستشان به او پايان مىيابد . اينان از حيث عصبيت و كثرت برتر از ديگر بطون هستند . اين بطون را چهار فخذ است : بنى طاع اللّه و بنى دلول و بنى كمى و بنى معطى بن جوهر . هر چهار از بنى على هستند . نصاب رياست در بنى طاع اللّه از آن بنى محمد بن زكدان بن تيدوكسن بن طاع اللّه است . اين است خلاصة كلام در نسب ايشان چون موحدين بلاد مغرب اوسط را گرفتند و اينان نشان دادند كه در فرمانبردارى نيك مخلصاند ، همهء بلاد بنى يلومى و بنى ومانوا را به آنان واگذاشتند و در آن مواطن زيستن گرفتند . فتنه و جنگ ميان بنى طاع اللّه و بنى كمى بر دوام بود تا آنگاه كه كندوز از بنى كمى زيان بن ثابت بزرگ بنى محمد بن زكدّان [ 2 ] و شيخ ايشان را بكشت و پس از او جابر فرزند عمش يوسف بن محمد به امارت برخاست و از كندوز بن زيان انتقام گرفت و او را در يكى از جنگهايشان بكشت . گويند او را بىخبر و ناگهان كشت و سر او و سرهاى اصحابش را نزد يغمراسن بن زيان بن ثابت فرستاد . يغمراسن فرمان داد كه از آن سرها اجاق بسازند و ديگها بر آنها نهند تا انتقام پدرش زيان را گرفته باشد و دلش خنك شود .
بنى كمى پراكنده شدند . عبد اللّه بن كندوز بزرگشان با آنان بگريخت همه به تونس رفتند و بر امير ابو زكريا چنان كه خواهيم گفت - فرود آمدند . جابر بن يوسف بن محمد امر رياست
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخهC: مزكن و در نسخهF: بنى مطهر بن يزكو .
[ ( 2 ) ] در نسخهB: زكدار .