تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
بعد از خود در ميان قومش به فرمانروايى معين كرده بود و ملك مغراوه را به او داده بود . چون پدرش به مغرب رفت او همچنان بر مغراوه فرمان مىراند . ولى اندكى بعد از پدر او نيز بمرد . پس از او برادرش على بن ثابت به جايش نشست . برادران ديگرش رحمون و منيف بر خلاف او برخاستند و منيف او را به قتل رسانيد . اين امر در ميان قوم ناپسند آمد و از امارت آن دو بر خود ابا كردند و آن دو به عثمان بن يغمراسن پيوستند . عثمان بن يغمراسن آنها را به اندلس برد . برادرشان معمر بن ثابت سردار سپاه بود در بغيره [ 1 ] . به سود منيف از آن مقام كناره گرفت و اين آغاز ولايت او در اندلس بود . برادرشان عبد المؤمن نيز به آنان پيوست و همه در آنجا ماندند . و از اعقاب عبد المؤمن يعقوب بن زيان بن عبد المؤمن از اعقاب منيف است منيف بن عمر بن منيف . جماعتى از ايشان در اين عهد در اندلس هستند . چون ثابت بن منديل در سال 694 - چنان كه گفتيم - به هلاكت رسيد ، سلطان ابو يعقوب يوسف مرينى زن و فرزند او را تحت حمايت خود گرفت . نواده‌اش حامد بن راشد بن محمد در ميان ايشان بود . سلطان خواهر خود را به عقد او در آورد . سلطان ابو يعقوب يوسف در سال 698 به سوى تلمسان نهضت نمود . و بر در شهر فرود آمد و براى محاصرهء آن شهرى پى افكند و لشكر به اطراف آن فرستاد و منشور امارت مغراوه و شلف را به عمر بن ويفرن بن منديل داد و با او سپاهى گسيل داشت . عمر نيز در سال 699 مليانه و تنس و مازونه را بگشود . راشد ديد از حيث حسب و نسب بر هر كس ديگر به امارت بر قوم خود سزاوارتر است ، اين بود كه از سلطان جدا شد و به كوهستانهاى متيجه پيوست و با ياران خود كه در ميان مغراوه بودند روابطى برقرار كرد و در نهان قرارى نهاد . پس شتابان به نزد ايشان رفت . اين امر سبب پديد آمدن تفرقه در ميان ايشان شد . همچنين با اهل مازونه نيز در نهان روابطى برقرار ساخت و آنان از فرمان سلطان و خاندان عمر بن و يغرن در ازمور رخ برتافتند و عمر را در ضواحى بلادشان كشتند . قوم بر او گرد آمدند سلطان سپاهى از بنى عسكر به فرماندهى حسن بن على بن ابى الطلاق و بنى ورتاجن به سردارى على بن محمد الخيرى و بنى توجين به سردارى ابو بكر بن ابراهيم بن عبد القوى و از سپاهيان به سردارى على بن حسان الصبحى از بر كشيدگان خود روانه نمود . و فرمانروايى مغراوه را به محمد بن عمر بن منديل داد . اين سپاه به مازونه رفت . مازونه را راشد گرفته بود و على و حمو پسران عم خود يحيى بن ثابت را به امارت آن برگزيده بود . راشد به بنى بو سعيد پيوست و لشكرها در مازونه فرود آمد . اين محاصره دو سال مدت گرفت چنان كه مردم در رنج افتادند . على بن يحيى برادر خود محمد را بى آنكه براى او امان بگيرد نزد سلطان فرستاد او را دستگير كرد سپس آنچنان در رنج افتاده بود كه بر خود مغرور شد و به سوى دشمن بيرون آمد . اين
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخهءB: نغيره