تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
ضواحى آن زمستانگاههاى عربهاست و ويژهء بنى عبيد اللّه است از قبيلهء معقل . گاه بنى عامر بن زغبه نيز در تيكورارين با آنان مشاركت مىكنند و در بعضى از سالها در پى آب و قوت به نزد ايشان مىروند . اما بنى عبيد اللّه ناچارند كه هر سال در زمستانها به قلاع توات و شهر تمنطيت سفر كنند و همراه آنان كه به كوچ مىروند قوافل بازرگانان از شهرها و تلول و به راه مىافتند تا به شهر تمنطيت برسند و از آنجا با جمعى كه براى بدرقه به كار مىگيرند به بلاد سپاهان مىروند . در اين بلاد صحرايى تا آن سوى عرق براى بيرون آوردن آب روش عجيبى به كار مىبرند كه در تپه‌هاى مغرب معمول نيست . و آن بدين گونه است كه چاهى ژرف مىكنند و ديواره‌هاى آن را با سنگ بر مىآورند و همچنان چاه را مىكنند تا به سنگ سخت رسند ، سپس با كلنگ و تيشه از آن سنگ مىتراشند تا تازك شود . سپس كارگران بيرون مىآيند و از فراز چاه پاره آهنى بر آن مىاندازند آن سال كه سطح آن بشكند . در اين حال آب بيرون مىزند و بالا مىآيد و چاه را پر مىكند و بر سطح زمين جارى مىشود چون جويى بزرگ . بعضى پندارند كه آب در سرعت به همه چيز پيشى گيرد . اين از عجايب قلاع توات و تيكورارين و واركلا و ريغ است و جهان همه عجايب است و اللّه الخلاق العليم . اين بود پايان سخن در طبقهء اول از زناته . اينك به طبقهء دوم مىرسيم و اينان هستند كه دولتشان تا اين عهد ادامه يافته است .

اخبار طبقهء دوم زناته و ذكر انساب و شعوب ايشان و آغاز كارشان

پيش از اين گفتيم كه چگونه دولت طبقهء اول زناته به دست صنهاجه و بعد از ايشان به دست مرابطين منقرض گرديد و با انقراض ملك و دولتشان جمعشان نيز پراكنده شد و از آنان جماعاتى باقى ماندند كه چون در پى فرمانروايى نبودند گرفتار نوشخوارى و بطالت آن نيز نگرديدند . اينان در اماكن خود ، در اطراف مغرب اوسط و مغرب اقصى مىزيستند و گاه در بيابان و گاه در ارتفاعات از پى گرد آوردن روزى مىرفتند . و به دولتها حق فرمانبردارى مىپرداختند . اين گروه پس از آنكه مغلوب ديگر قبايل بودند ، كم كم توان و توشى يافتند و صاحب عزت و قدرت و غلبه شدند . آن سان كه دولتها را به آنان نياز افتاد و از آنان يارى خواستند و با آنان روابط دوستانه برقرار كردند . چون دولت موحدين منقرض گرديد ايشان پاى اقدام پيش نهادند و براى به دست آوردن قدرت دولتى به تلاش پرداختند و از آن پس صاحب چند دولت شدند كه ما ان شاء اللّه به ذكر آنها خواهيم پرداخت . بيشتر اين طبقه از بنى واسين بن يصليتن برادران مغراوه و بنى يفرن‌اند بعضى گويند از