تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
اتفاق افتاد . در آن جنگ بر محمد ابن تينعمر مسوفى پس از آنكه او را بر شهر پيروزى داد ابقا كرد و ما در اخبار صنهاجه به آن پرداخته‌ايم . سپس منصور هلاك شد و پسرش العزيز به جاى او نشست . العزيز بن منصور حكومت ماخوخ و قوم او به ايشان باز داد و دختر او را به زنى گرفت . بدويان در نواحى مغرب اوسط برترى يافتند و بار ديگر آتش فتنه ميان اين دو خاندان بنى ومانوا و بنى يلومى بالا گرفت و ميانشان جنگها بود . ماخوخ در يكى از اين نبردها بمرد . پسرانش تاشفين و على و ابو بكر بعد از او امور قوم خود به دست گرفتند . احياء زناته ( از طبقهء دوم ) چون بنى عبد الواد و بنى توجين و بنى راشد و بنى ورسيفان از مغراوه هر دو فريق را يارى مىكردند و چه بسا بنى مرين به يارى بنى يلومى بر مىخاستند زيرا مواطنشان قريب به يك ديگر بود . اما زناته دوم در اين عهد مغلوب اين دو خاندان بود تا آنگاه كه موحدين آشكار شدند و عبد المؤمن در تعقيب تاشفين بن على به مغرب اوسط راند . ابو بكر بن ماخوخ و يوسف بن يدر از بنى ومانوا به اطاعت او در آمدند و در سرزمين ريف به او پيوستند . آنگاه سپاهيان موحدين را تحت نظر يوسف بن وانودين و ابن يغمور با ايشان روانه ساخت . آنان در بلاد بنى يلومى و بنى عبد الواد دست به كشتار و تاراج زدند جمعى از ايشان به دادخواهى نزد تاشفين بن على بن يوسف ( از مرابطين ) آمدند . او با سپاهى ايشان را يارى نمود و در منداس فرود آمدند . پس بنى ورسيفان - از مغراوه - و بنى توجين - از بنى بادين - و بنى عبد الواد - نيز از بنى بادين - بر بنى يلومى گرد آمدند ، شيخ ايشان حمامة بن مظهر بود ، و بنى ينكاسن [ 1 ] از بنى مرين اينان بنى ومانوا را سركوب كردند و ابو بكر بن ماخوخ را با ششصد تن از يارانش كشتند و غنايمشان را بربودند . موحدين و بقاياى بنى ومانوا به جبال سيرات پناه بودند . تاشفين بن ماخوخ از عبد المؤمن يارى خواست . عبد المؤمن با سپاه خود بيامد تا بر تاشفين بن على در تلمسان به نبرد پردازد . چون در پى او به سوى وهران راند - چنان كه گفتيم - شيخ ابو حفص را با سپاه موحدين به بلاد زناته فرستاد . آنان در منداس وسط بلاد ايشان فرود آمدند . كشتارشان كردند به فرمان گردن نهادند و به دعوت داخل شدند . در آن هنگام كه عبد المؤمن به محاصرهء وهران مىپرداخت مشايخشان به نزد او آمدند . مقدم بر ايشان سيد الناس بن امير الناس شيخ بنى يلومى بود و نيز حمامة بن مظهر شيخ بنى عبد الواد و عطية الخير شيخ بنى توجين و گروهى ديگر از ايشان . عبد المؤمن آنان را بنيكى و اكرام بپذيرفت . سپس زناته بعد از آن پيمان بشكست و بنى يلومى به پناهگاههاى خود در جبعات تحصن گرفت . شيوخ ايشان سيد الناس و بدرح [ 2 ] پسران امير الناس نيز با آنان بودند . سپاهيان موحدين ايشان را محاصره و مغلوب كردند و به مغرب كوچ دادند . سيد الناس به مراكش رفت و در ايام
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخه‌هاىBوC: منكاسن . [ ( 2 ) ] در نسخهءF: مضرج .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 62 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى