تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١

خبر از بنى ومانوا و بنى يلومى از طبقهء اول ، از زناته و ملك و دولت ايشان در اعمال مغرب اوسط و آغاز كار و سرانجامشان

اين دو قبيله از بطون زناته‌اند و از توابع طبقهء اول و من به نسب آنان تا جانا دسترسى نيافتم . ولى نسب شناسانشان متفق‌اند كه يلومى و ورتاجن كه پدر مرين است با هم برادر بوده‌اند و مديون برادر مادرى آنها بوده است . اين امر را از چند تن از نسب شناسان ايشان شنيده‌ام . بنى مرين نيز در اين عهد به اين نسب اعتراف مىكنند و همين سبب عصبيت ايشان شده است . اين دو قبيله از پر شمارترين بطون زناته هستند و به شوكت از همه بيش . مواطن ايشان در مغرب اوسط است . بنى ومانوا در جانب شرق وادى ميناس [ 1 ] در منداس و مرات و متعلقات آن از مناطق سفلاى شلف جاى دارند و بنى يلومى در كنارهء غربى آن وارد در جبعات [ 2 ] و بطحار و سيك و سيرات و كوهستان هواره و بنى راشد . مغراوه و بنى يفرن را از حيث كثرت و قوت بر آنان تقدم بود . چون بلكين بن زيرى ، مغراوه و بنى يفرن را در مغرب اوسط مغلوب نمود و به مغرب اقصى كوچ داد ، اين دو قبيله در مواطن خويش باقى ماندند و صنهاجه در جنگهاى خود آنان را به كار مىگرفت . از اين رو چون دولت صنهاجه در مغرب اوسط روى به ضعف نهاد اينان غلبه يافتند و ناصر بن علناس صاحب قلعه در بجايه بنى ومانوا را برگزيد و امارت بخشيد و در برابر قوم خود بنى يلومى چون شمشيرى آنان را به كار مىبرد . رياست بنى ومانوا در خاندانى از ايشان بود معروف به بنى ماخوخ [ 3 ] . منصور پسر ناصر ( بن علناس ) خواهر خود را به ماخوخ داد و اين نيز سبب مزيد نفوذ آنان در دولت شد . چون مرابطين در سالهاى 470 تلمسان را تصرف كردند و يوسف بن تاشفين عامل خود محمد بن تينعمر مسوفى را در آنجا فرود آورد ، او قلمرو منصور بن ناصر را زير پى درنورديد و شهرهايش را بگرفت و به الجزاير فرود آمد . چون هلاك شد برادرش تاشفين به جاى او قرار گرفت او به غزاى اشير رفت و آن را بگشود و ويران ساخت . اين دو خاندان زناته ، در يارى و مدد كارى او اثرى بسيار داشتند و اين امر سبب شد كه منصور بن ناصر بر آنان كينه ورزد و با سپاهى از صنهاجه به جنگ بنى ومانوا رود . ماخوخ [ 4 ] به نبرد او آمد و او را به بجايه منهزم ساخت . منصور از شدت كينه زن خود را كه خواهر ماخوخ بود بكشت . سپس به سوى تلمسان راند . سپاهى از قبايل اثبج و رياح و زغبه و گروهى از زناته كه به او پيوسته بودند گرد آورد . جنگ مشهور در سال 486
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخهB: متناس . [ ( 2 ) ] اين كلمه در نسخه‌هاىBوCبدون نقطه نوشته شده . [ ( 3 ) ] در نسخهءB: ماخوح . [ ( 4 ) ] در نسخهءC: ماخوج .