تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
فتح اسلامى در آنجا مىزيسته‌اند و در ميان ساكنان آن بلاد شهرت دارند . برخى از اهل اخبار گويند كه بار دوم كه عقبة بن نافع براى فتح مغرب به آن ديار آمد و در آن اراضى پيش رفت تا در سوس به درياى محيط رسيد در حق بنى عبد الداد دعا كرد زيرا در اين فتح رشادتها به خرج دادند و اجازت فرمود كه پيش از به پايان رسيدن جنگ باز گردند در همين سفر جنگى بود كه عقبه به هنگام بازگشت هلاك شد . چون زناته در مغرب اقصى در برابر كتامه و صنهاجه قرار گرفت و شعوب بنى واسين همگى ميان ملويه وصا مجتمع گرديدند ، آنگاه به تيره‌هاى مختلف تقسيم شدند . و در صحراى مغرب اقصى و اوسط تا بلاد زاب و مضافات آن از صحارى افريقيه گسترده شدند . زيرا عرب را در اين مجالات هيچ راهى نبود و آنان در قرن پنجم - چنان كه گفتيم به آنجا آمده‌اند . قبايل زناته در اين بلاد با عزت و شوكت تمام زيستن گرفتند . شغل اصلى آنها پرورش چارپايان بود و روزى خويش از راه زدن قوافل و در سايهء نيزه‌هاى خويش به چنگ مىآوردند . تاريخ زناته را در نبرد احياء و قبايل و رقابت با امم و دول و مغالبت بر ملوك وقايع بسيار است كه براى جمع آورى آنها توجهى نشده و همتى به كار نرفته است . سبب آن بوده است كه زبان عربى با غلبهء دولت عرب غلبه يافت و چون عربهايى كه بر بلاد مسلط مىشدند داراى خط و كتابت بودند زبان و خط عربى به عنوان زبان و خط دولت رسميت مىيافت و زبانهاى غير عربى را در زير بال و پر خود مستتر مىداشت و در ژرفناى خويش غرقه مىساخت و زناته را در قرون قديم پادشاهى نبود كه كسانى را كه نوشتن آموخته‌اند به ثبت و ضبط وقايع و تدوين اخبارشان وا دارد . و ميان ايشان و ساكنان روستاها و شهرها رابطه نبود تا آنها از آثار و احوالشان با خبر گردند ، زيرا مواطنشان درون بيابان بود و خود سر به فرمان نمىآوردند از اين رو وقايع تاريخى ثبت ناشده به فراموشى سپرده شد و پس از هلاكت ايشان جز اندكى از آنها به دست ما نرسيده است . مورخى بايد كه با پشتكار و دقت آن پراكنده‌ها گرد آورد . قبايل زناته در آن بيابانها ماندند تا آنگاه كه بر فراز ستيغ قدرت و ملك فرا رفتند و ما به وصف آن خواهيم پرداخت .

خبر از احوال اين طبقه از زناته پيش از آنكه به فرمانروايى رسند و تصاريف احوال ايشان تا آن هنگام كه بر ممالك و دول غلبه يافتند

بنى واسين و شعوب ايشان از اين طبقه بودند و دنباله طبقهء نخستين چون زناته در برابر كتامه و صنهاجه به مغرب رفتند ، بنى واسين راه بيابان در پيش گرفتند و ميان ملويه و صا مسكن گزيدند . اينان در اين عهد با ملوك مغرب رابطه داشتند . نخست مكناسه و سپس مغراوه ، آنگاه طوفان صنهاجه در مغرب فروكش كرد و دولتشان اندكى روى به ضعف نهاد و ملوكشان براى لشكركشى به اطراف از قبايل زناته يارى خواستند . اين امر سبب شد كه ستارهء اقبال زناته درخشيدن گيرد .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 67 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى