عبد المؤمن در آنجا درگذشت . فرزندان ماخوخ نيز بعد از او مردند . چون كار اين دو خاندان به شورش انجاميد ، بنى توجين بر بنى يلومى در آن بلاد ، سخت گرفت . تا آنگاه كه آتش جنگ افروخته گرديد . بنى منكوش [ 1 ] نيز كه از اقوام بنى توجين بودند با آنان يار شدند و بنى يلومى را در مواطنشان مغلوب نمودند و به خوارى افكندند و آنان را در جوار خود گرفتند . بنى عبد الواد و بنى توجين بر اين دو حى و ديگر احيا برترى يافتند زيرا با موحدين دست يارى و دوستى داده بودند . اين سبب شد كه آن دو حى در ميان ديگر احياء زناته پراكنده شوند و روى به انقراض نهند و بنى عبد الواد و بنى توجين مواطن ايشان را تصاحب كنند . و البقاء للّه وحده .
در بطون بنى ومانوا است ، قبايل بنى يالدس . برخى پنداشتهاند كه آنان از مغراوهاند و مواطنشان متصل است به جنوب مغرب اقصى در آن سوى عرق كه به آباديهاى ياد شده محيط است در اين مواطن قلعهها و بناهاى بلند برآوردند و باغهاى نخل و انگور و ديگر ميوهها احداث نمودند . يكى از اين مواطن در سه مرحلهاى جنوب سجلماسه است . آن را وطن توات گويند . در آنجا شمار قلعهها از دويست افزون است . از غرب به شرق گسترش يافته . پايان آن از جانب مشرق تمنطيت است كه شهرى است آبادان و پايگاه بازرگانانى است كه از مغرب به شهر مالى از بلاد سياهان در اين عهد ، مىروند يا از شهر مالى به آنجا مىآيند . ميان تمنطيت و غار [ 2 ] كه در مرز مالى است بيابانى است كه كس از آن راه به در نبرد مگر به يارى راهنمايانى از ملثمين كه در آن بيابان سكونت دارند . بازرگانان آنان را به عنوان بدرقه با مزدى گران استخدام مىكنند . شهر بودى [ 3 ] كه بالاترين اين قلعههاست در ناحيهء غربى از ناحيهء غرب [ 4 ] است از الركاب تا والاتن شهر مرزى ديگر مالى است . اين شهر به سبب راهزنى عربها و حملهء ايشان به قوافل بازرگانى از رونق افتاد و كم كم متروك شد و مردمش به شهر ديگرى از بلاد سياهان بالاتر از تمنطيت كوچ كردند .
از اين قلاع در جنوب تلمسان در دو مرحلهاى آن قلاع تيكورارين واقع شده است . اين قلعهها بسيارند ، نزديك به صد قلعه همه در زمينى سرازير از غرب به شرق گسترده شده . همه آبادان و پر از ساكنان خود هستند . بيشتر ساكنان فلاع غربى در صحراى بنى يالدس هستند و ديگر قبايل زناته و بربر نيز چون ورتطغير [ 5 ] و مصاب و بنى عبد الواد و بنى مرين با آنان زندگى مىكنند . شمارشان بسيار است و از دسترس باجگيران و خراجستانان به دور . در ميان آنان سواران پيادگان هستند ، اكثر معاششان از پرورش درختهاى خرماست و به بلاد سياهان نيز به تجارت مىروند . همهء
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخهءF: منكرس
. [ ( 2 ) ] در نسخهءF: غاز .
[ ( 3 ) ] در نسخهءB: هودى
. [ ( 4 ) ] در نسخهءF: از باديه سوس .
[ ( 5 ) ] در نسخهءCورتطعير .