پشتش قوى شد . آن سان كه رجال دولت و موالى حكم را بر زمين زد و رسوم خلافت محو كرد و اركان قدرت خويش مستحكم گردانيد . سپس رئيس ايشان جعفر بن يحيى را از بيم آنكه بر ضد او دست به اقدامى زند به قتل آورد . ولى پس از قتل او از بنى برزال دلجويى كرد و بنى برزال در زمرهء ياران او جاى گرفتند . ابن ابى عامر آنان را به مقامهاى بلند بركشيد و به كارهاى گران گمارد . از اعيان بنى برزال يكى اسحاق بن ( ؟ ) بود كه او را امارت قرمونه و اعمال آن داد . و او در تمام دوران فرزندان محمد بن ابى عامر در آن منصب بود . در هنگام فتنهء بربرها المستعين منشور امارت او را تجديد كرد و پس از او فرزندش عبد اللّه جاى پدر بگرفت .
چون دولت بنى حمود در قرطبه منقرض شد ، مردم قرطبه قاسم المامون را در سال 414 از خود راندند . مامون آهنگ اشبيليه نمود . نايب او محمد بن ابى زيرى از وجوه بربر در آنجا بود و عبد اللّه بن اسحاق برزالى در قرمونه بود . قاضى ابن عباد او را واداشت كه سر از بيعت قاسم المامون برتابد و او را از رسيدن به اشبيله و قرمونه منع كند . او نيز اجابت كرد . سپس قاسم را از عبد اللّه بن اسحاق بيم داد . قاسم نيز از آنان رويگردان شده به شريش رفت و آنان هر يك در قلمرو خويش ماندند .
پس از آن عبد اللّه بمرد و پسرش محمد بن عبد اللّه به جاى او نشست . ميان او و معتضد بن عباد جنگ افتاد . يحيى بن على بن حمود او را در نبرد اشبيليه به سال 418 يارى داد . سپس ابن عباد به او دست دوستى داد و او را بر ضد عبد اللّه بن الافطس برانگيخت . ميان محمد بن عبد اللّه و عبد اللّه بن الافطس نبرد در گرفت . ابن الافطس شكست خورد و پسرش مظفر كه سردار سپاهش بود به دست محمد بن عبد اللّه بن اسحاق اسير گرديد ولى محمد بر او منت نهاد و آزادش كرد . سپس ميان محمد بن إسحاق و المعتضد بن عباد نبرد افتاد . اسماعيل بن المعتضد روزى پس از آنكه جمعى از پيادگان و سواران را در جايى به كمين نهاده بود به قرمونه حمله كرد . محمد بن عبد اللّه برزالى با قوم خود به دفاع بيرون آمد ، اسماعيل پشت بداد تا به كمينگاهها رسيد ناگاه آن مردان بيرون تاختند و محمد بن عبد اللّه برزالى را كه از پى او مىآمد كشتند . اين واقعه در سال 434 واقع شد . پس از او پسرش عزيز بن محمد به جايش نشست و المستظهر لقب يافت و بدين گونه مىخواست با امراى طوايف لاف همسرى زند . در اين ايام معتضد بر غرب اندلس كم كم استيلا مىيافت . آن سان كه او را در قلمروش قرمونه به تنگنا افكند و استجه [ 1 ] و مدور را از او جدا ساخت .
سپس در سال 457 عزيز از امارت قرمونه خود را به يك سو كشيد و المعتضد آن را ضميمهء قلمرو خود نمود و دولت بنى برزال در اندلس برافتاد . پس از آن از جبال سالات نيز منقرض شد و آثارشان برافتاد و البقاء للّه وحده سبحانه .
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخهB: اسجه .