تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
و زغبه بيرون برد و زناته ساكن مغرب اوسط چون مغراوه و بنى يفرن و بنى يلوموا و بنى عبد الواد بنى توجين و بنى مرين در زمره سپاهيان او در آيند . در يكى از اين نبردها وزير ابو سعدى در سالهاى 450 به هلاكت رسيد . سپس مرابطين بلاد مغرب اقصى را پس از هلاكت بختى و امارت پسرش عباس بن بختى تصرف كردند يوسف بن تاشفين سردار خود مزدلى را با سپاهيان لمتونه به جنگ بقاياى مغراوه كه در تلمسان بودند و نيز بقاياى بنى زيرى و قومشان كه به او پيوسته بودند روان داشت . او مغرب اوسط را در نور ديد و بر يعلى بن عباس بن بختى غلبه يافت يعلى بن عباس به دفاع بيرون آمد ولى منهزم و مغلوب شد . سردار مرابطين به مغرب باز گريد . سپس يوسف بن تاشفين در سال 373 خود همراه با مرابطين در حركت آمد و تلمسان را بگشود و بنى يعلى را بكشت و هر كه را از مغراوه كه در آنجا بود قتل عام كرد و عباس بن بختى اميران بنى يعلى را به قتل آورد . سپس وهران و تنس را فتح كرد و كوهستان و انشريش و شلف را تا جزاير بستد . و نشان مغراوه از مغرب اوسط برافكند . محمد بن تينعمر مسوفى با سپاهى مرابطينى به تلمسان آمد و شهر تاكرارت را در آنجا كه لشكرگاهش بود پىافكند و اين واژه‌هاى بربرى است و نام محله است . تا كرارت با تلمسان قديم و به صورت يك شهر واحد در آمده و اكادير ناميده مىشود . دولت مغراوه در سراسر مغرب منقرض گرديد چنان كه گويى هرگز نبوده است . و البقاء للّه وحده .

خبر از امراى اغمات كه از مغراوه بودند

من به نامهاى اينان آگاهى نيافته‌ام . جز آنكه مىدانم اينان در اواخر دولت بنى زيرى در فاس و بنى يعلى يفرنى در سلا و تادلا امرايى در اغمات بوده‌اند و در كنار مصامده و برغواطه مىزيسته‌اند و لقوط بن يوسف بن على آخرين ايشان بوده كه در سالهاى 450 فرمان مىرانده است . زنش زينب دخت اسحاق نفزاوى يكى از زنان عالم است كه به جمال و رياست اشتهار داشت . چون مرابطين در سال 349 بر اغمات مستولى شدند لقوط به تادلا فرار كرد و نزد محمد بن تميم يفرنى صاحب سلا و اعمال آن فرود آمد تا آنگاه كه مرابطين در سال 351 تادلا را فتح كردند و امير محمد را كشتند و بنى يفرن را تار و مار كردند . امير لقوط نيز در ميان مقتولان بود . ابو بكر بن عمر امير مرابطين زن او زينب دخت اسحاق را تصاحب كرد تا آنگاه كه در سال 354 به صحرا رفت و پسر عمش يوسف بن تاشفين را بر مغرب امارت داد و زينب دخت اسحاق را نيز به او واگذاشت . زمام سياست فرمانروايى او به دست زينب بود چنان كه به هنگامى كه ابو بكر از صحرا باز گرديد به اشارت زينب در برابر او اظهار خودكامگى كرد و ابو بكر از منازعت با او خوددارى ورزيد و مغرب را به يوسف بن تاشفين واگذاشت و ما در اخبار ايشان آورديم . از اخبار لقوط بن يوسف و قومش جز همين مقدار
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 50 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى