در افزود . چون به هلاكت رسيد امور بر برادرش مسعود بن عبيد اللّه قرار گرفت . سپس به پسرش حسن بن مسعود . آنگاه به پسر او احمد بن حسن كه در اين عهد شيخ آنجاست . بنى يوسف بن عبيد اللّه از قبيلهء ريغهاند و بعضى گويند از سنجاساند . در اين بلاد كسانى كه بر مذهب خوارج باشند بسيارند . از فرقههاى مختلف ولى بيشتر بر مذهب عزابه [ 1 ] اند و نيز نكاريه . اينان به سبب دوريشان از احكام همچنان بر مذهب خود باقى ماندهاند . بعد از شهر تغرت شهر تماسين است و آن از حيث آبادانى فروتر از آن است . رياست آن با بنى ابراهيم از قبيله ريغه است . ديگر بلاد آن بر همين حال است . هر شهرى خود مستقل است و با شهر همجوار آن در حال نبرد .
اما لغوط نيز شعبهاى از مغراوهاند كه در نواحى صحرا ميان زاب و جبل راشد سكونت دارند و در آنجا قلعهاى است مشهور به نام ايشان و در آن قصر فرقهاى از اعقابشان كه به سبب قرار گرفتن در دور دست صحرا زندگى دشوارى دارند ولى به دليرى معروفاند و سر در برابر اعراب فرود نمىآورند . ميان ايشان و دو سن كه در اقصاى عمل زاب است دو مرحله فاصله است كه براى تهيهء ارزاق به نزد ايشان آمد و شد دارند . و اللّه يخلق ما يشاء و يختار .
اما بنى ورا نيز شعبهاى از مغراوهاند و بعضى گويند از زناتهاند . اينان در نواحى مغرب پراكندهاند . برخى در ناحيهء مراكش و سوساند و برخى در بلاد شلف و برخى در ناحيهء قسنطينه .
از زمان انقراض زناتهء نخستين تا اين زمان بر همين حال بودهاند . در اين عهد در زمرهء خراجگزاران .
هستند و به هنگام جنگها براى دولت سپاهى مىفرستند . بيشتر كسانى كه از آنان در مراكش هستند ، رؤسايشان به ناحيهء شلف منتقل شدهاند . يوسف بن يعقوب سلطان بنى مرين در آغاز اين قرن هشتم آنان را به آنجا منتقل كرد زيرا بيم آن داشت كه در آن ناحيه دست به فساد و آشوب زنند . از اين رو آنان را به شلف كوچ داد كه بيشتر زير نظر باشند . چون بعد از هلاكت يوسف بن يعقوب بنى مرين نيز از آن نواحى رخت بربستند آنان در بلاد شلف جاى گرفتند و اعقابشان در اين عهد در آنجاىاند و اينان در هر جاى كه باشند از جهت پرداخت باج و خراج و دادن سپاهى به سلطان همانند يك ديگرند و للّه الخلق و الامر جميعا .
خبر از بنى يرنيان كه برادران مغراوهاند و سرگذشت ايشان
گفتيم كه بنى يرنيان برادران مغراوه و بنى يفرناند و همه فرزندان يصليتناند و نسبت همه به جانا مىرسد كه در جاى خود از آن ياد كرديم . بنى يرنيان بيشتر در مواظن زتابه پراكندهاند . اما جمع كثيرى از ايشان مواطنشان در ملويه است در مغرب اقصى ميان سجلماسه و كرسيف . در آنجا مجاور
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخهءF: القرابه .