تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
باديس او را به قتل آورد اين امر سبب عصيان برادرش عبد اللّه شد . عبد اللّه خليفة بن ورو را به طرابلس كشيد و از صنهاجه هر كه در آنجا بود بكشت و بر شهر مستولى گرديد . خليفة بن ورو در قصر عبد اللّه بن حسن جاى گرفت و او را از آنجا راند و اموالش و حرمش را بستد . از آن پس دولت خليفة بن ورو قومش بنى خزرون در طرابلس پا گرفت خليفة بن ورو در سال 417 به نزد الظاهر ابو الحسن على فرزند الحاكم بامر اللّه به قاهره كس فرستاد و اظهار اطاعت كرد و شرط كرد كه راهها امن گرداند و به نام او در طرابلس خطبه بخواند . الظاهر بپذيرفت . هم در اين سال برادر خود حماد را با هديه‌اى نزد باديس فرستاد . باديس نيز آن هديه بپذيرفت و پاداش نيكش داد . اين پايان چيزى است كه ابن الرقيق از اخبار ايشان نقل كرده است . ابن حماد و مورخان ديگر آورده‌اند كه چون معز بن باديس در سالهاى 430 لشكر به سوى زناته در اطراف طرابلس برد ، آنان به دفاع بيرون آمدند و او را منهزم ساختند و عبد اللّه بن حماد را كشتند و خواهرش ام العلو دخت باديس را اسير كردند . ولى پس از چندى بر او منت نهادند و آزادش كردند و نزد برادر فرستادند . بار ديگر معز بن باديس بر سر ايشان لشكر كشيد اين بار هم نخست منهزمش ساختند ولى براى او فرصتى دست داد كه بار ديگر حمله كند و آنان را مغلوب سازد و به فرمانبردارى خويش معترف گرداند پس ميانشان عقد آشتى بسته شد و بر آن منوال چندى ببودند . خزرون بن سعيد چون خليفه بن ورو بر زناته غلبه يافت به مصر رفت و در دار الخلافه زيستن گرفت و فرزندانش در آنجا پرورش يافتند . از فرزندان او يكى منتصر بن خزرون است و يكى برادرش سعيد . چون در مصر ميان تركان و مغاربه فتنه برخاست و تركان بر مغاربه غلبه يافتند و ايشان را از مصر راندند ، منتصر بن خزرون و سعيد بن خزرون به طرابلس افتادند و در نواحى آن مقام كردند . سپس سعيد امارت طرابلس يافت و همچنان در آن مقام ببود تا سال 429 كه در گذشت . ابو محمد التجانى در سفرنامهء خود به هنگام ذكر طرابلس گويد : چون زغبه سعيد بن خزرون را به سال 429 بكشت و خزرون بن خليفه با قوم خود به امارت خويش باز گرديد ، رئيس شوراى طرابلس در آن روزگار ابو الحسن بن المنمر [ 1 ] مشهور به علم الفرائض او را به شهر در آورد و با او بيعت كرد . خزرون بن خليقه تا سال 430 در آنجا بزيست منتصر بن خزرون در ماه ربيع الاول همان سال با سپاه زناته بيامد و خزرون بن خليفه نهانى از طرابلس بگريخت منتصر بن خزرون شهر را تصرف كرد و اين المنمر را گوشمال داد و از شهر تبعيد نمود . و حكومتش در آنجا دوام يافت پايان سخن التجانى . اين خبر از چند جهت داراى اشكال است يكى آنكه زغبه از اعراب هلالى است
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخهB: التمر .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 47 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى