كه چهل سال بعد از اين قرن به افريقيه آمدهاند پس در سال 429 در طرابلس وجود نداشتهاند .
مگر آنكه بگوييم بعضى از احياء ايشان پيش از آن تاريخ به افريقيه آمده باشند بنى قره در برقه بودند و الحاكم ايشان را با يحيى بن على بن حمدون فرستاده ولى هيچ كس آن را نقل نكرده است .
طرابلس همچنان در دست بنى خزرون زناتى بود چون عربهاى هلالى بيامدند و بر معز بن باديس غلبه يافتند و اعمال افريقيه را از او بستدند و آن را تقسيم كردند قابس و طرابلس در قسمت قبايل زغبه قرار گرفت و بلد از آن بنى خزرون شد . سپس بنى سليم بر ضاحيه دست يافتند و بر زغبه غالب شدند و ايشان را از آن مواطن كوچ دادند ولى بلد همچنان در دست بنى خزرون باقى ماند .
منتصر بن خزرون با بنى عدى از قبايل هلال بر قلمرو بنى حماد لشكر بردند تا در مسيله و اشير فرود آمدند . آنگاه الناصر بر سرشان تاخت و ايشان از برابر او به صحرا گريختند و به قلعه باز گرديد .
بار ديگر ايشان به اعمال او لشكر آوردند . الناصر به او پيام مصالحه داد ضواحى زاب و ريغه را به او واگذاشت و به عروس بن سندى رئيس بسكره در آن ايام فرمان داد كه كار او بسازد . چون منتصر به بسكره رسيد عروس او را مهمان كرد . سپس او را بناگاه و بىخبر بكشت . اين واقعه در سال 460 اتفاق افتاد . يكى از افراد قوم او بنى خزرون والى طرابلس شد كه من نام او را نيافتهام دولت صنهاجه مختل شد و تا سال 540 همچنان در آن بلاد فرمان مىراندند .
آنگاه در آن سال در طرابلس و نواحى آن قحطسال آمد و خلقى عظيم در آن قحط مردند و خلقى از طرابلس گريختند و در همه جا مرگ و نابودى حكمفرما بود رجار پادشاه صقليه پس از استيلا بر مهديه و صفاقس و استقرار و اليان خود در آنها ناوگانى به طرابلس برد و آنجا را محاصره نمود ميان مردم طرابلس خلاف افتاد جرجى بن ميخائيل سردار آن ناوگان غلبه يافت و شهر را بگرفت و بنى خزرون را از آنجا بيرون راند و شيخ شهر ابو يحيى بن مطروح التميمى را بر شهر امارت داد . دولت بنى خزرون در طرابلس منقرض گرديد . بقايايى از ايشان در ضواحى و حومهها باقى ماندند تا موحدين افريقيه را فتح كردند و شورش مسلمانان اوج گرفت و مسيحيان را از ميان خود راندند . و ما در اخبار افريقيه از آن ياد كرديم و الملك للّه يوتيه من يشاء من عباده .
خبر از بنى يعلى ملوك تلمسان از آل خزر كه از طبقهء اول بودند و بيان برخى احوال و دگرگونيهاى سرگذشت آنان
در اخبار محمد بن خزر و فرزندان او گفتيم كه محمد بن الخير كه در جنگ با بلكين خودكشى كرد ، دو فرزند داشت يكى خير بن محمد و يكى يعلى بن محمد اين دو به انتقام پدر خود پدر بلكين زيرى را كشتند . بلكين پس از قتل پدرش به كار ايشان پرداخت و آنان را از مغرب اقصى بيرون راند تا آنگاه كه محمد را اسير كرد و در سالهاى 360 در اسارت بكشت . اين قتل در نواحى سجلماسه