390 به طرابلس رسيد و تمصولت به مصر آمد و اين خبر به باديس رسيد . باديس جعفر بن حبيب را با لشكرى روان داشت تا مانع ورود يانس به طرابلس شود . يانس به رويارويى بيرون تاخت ولى شكست در لشكرش افتاد و او خود نيز به قتل رسيد . فتوح بن على از سرداران او به طرابلس در آمد .
و در شهر نيك موضع گرفت . جعفر بن حبيب بر در شهر فرود آمد و چندى در آنجا درنگ كرد .
در همان حال كه طرابلس را محاصره كرده بود ، نامهء يوسف بن عامر عامل قابس برسيد حاكى از آنكه فلفول بن خزرون به قابس تاخته است و اكنون آهنگ طرابلس دارد . جعفر بن حبيب از شهر به ناحيهء كوهستان رفت و فلفول بيامد و در جاى او فرود آمد . جعفر بن حبيب و يارانش در تنگنا افتادند و براى نبرد عزم خود جزم كردند و به سوى قابس راندند . فلفول از سر راهشان به كنارى رفت و آنان به قابس باز گرديدند .
فلفول به طرابلس راند ، مردم به استقبالش آمدند و فتوح بن على از امارت به يك سو شد . فلفول طرابلس را تصرف كرد و از آن هنگام در آنجا مقام گرفت . اين واقعه در سال 391 اتفاق افتاد . فلفول به الحاكم بامر اللّه اظهار فرمانبردارى كرد . الحاكم ، يحيى بن على بن حمدون را به طرابلس فرستاد و منشور حكومت اعمال طرابلس و قابس را به او داد . يحيى به طرابلس داخل شد . و فلفول بن سعيد و فتوح بن على بن غفيانان [ 1 ] با سپاهيان زناته همراه او به محاصره قابس رفتند . چندى قابس را محاصره كردند و سپس به طرابلس باز گرديدند . از آن پس يحيى بن على به مصر باز گرديد و فلفول زمام فرمانروايى طرابلس به دست گرفت . ميان او و باديس فتنهها برخاست . فلفول از يارى مصر مأيوس شد . پس به المهدى محمد بن هشام بن عبد الجبار صاحب قرطبه اظهار اطاعت نمود و رسولان خود نزد او فرستاد تا به يارىاش شتابد . ولى فلفول بيش از بازگشت رسولان خود در سال 400 بمرد و زناته برگرد برادرش ورو بن سعيد گرد آمدند .
باديس به طرابلس راند . ورو و ياران زناته او از طرابلس بيرون آمدند . سپاهيانى كه در طرابلس بودند به باديس پيوستند . اينان در راه باديس را ديدند . باديس به طرابلس در آمد و به قصر فلفول داخل شد . ورو پيام داد و براى خود و قومش امان خواست . باديس به وسيلهء محمد بن حسن كه از پروردگانش بود برايش اماننامه فرستاد . آنگاه ورو را بر نفزاوه امارت داد و نعيم بن كنون را بر قسطيليه و با آنان شرط كرد كه با قوم خود از اعمال طرابلس دور شوند و آنان نزد ياران خويش باز گشتند . باديس به قيروان آمد و محمد بن حسن را امارت طرابلس داد . ورو در نفزاوه اقامت گزيد و نعيم در قسطيليه . سپس ورو در سال 401 عصيان كرد و به كوههاى ايدمر رفت و ساكنان آن نواحى را به خلاف خود برانگيخت . نعيم بن كنون نفزاوه را به قلمرو خويش بيفزود .
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخهءB: عفيايان .