خزرون بن سعيد از برادر خود ورو جدا شد و به نزد سلطان باديس باز گرديد و در سال 402 در قيروان به نزد او رفت . باديس او را بگرمى پذيرا شد و صله و انعام داد و قلمرو برادرش يعنى نفزاوه را به او داد . آنگاه بنى مجليه را كه از قوم او بود امارت قفصه داد . و آن هم از آن زناته شد .
ورو بن سعيد با ياران خود از زناته ، به طرابلس آمد . عامل طرابلس به دفاع بيرون آمد . ميانشان نبردى سخت در گرفت و ورو منهزم شد و بسيارى از قومش به هلاكت رسيدند . ورو بار ديگر باز گرديد و شهر را در محاصره گرفت و بر مردمش سخت گرفت . باديس نزد خزرون برادرش و نعيم بن كنون امراى جريد نوشت كه به جنگ يار خود بيرون آيند . آنان لشكر بيرون آوردند . و در صبره ميان قابس و طرابلس درنگ كردند . ياران خزرون به برادرش ورو پيوستند و خزرون به مقر خود باز گرديد . سلطان باديس او را به مداهنه در حق برادرش ورو متهم ساخت و از نفزاوه فراخواند .
خزرون بترسيد و خلاف آشكار كرده . سلطان ، فتوح بن احمد را با سپاهى بر سر او فرستاد . خزرون از آنجا برفت و نعيم و ديگر زناته از پى او رفتند و در سال 404 همه به ورو پيوستند و خلاف آشكار كردند و آهنگ نبرد طرابلس نمودند .
آشوب و فساد زناته بالا گرفت . سلطان باديس گروگانهايى از ايشان را كه در نزد خود داشت به قتل آورد . اين قتلها مقارن شد با آمدن مقاتل بن سعيد كه از برادر خود ورو جدا شده با طايفهاى از فرزندان و برادران نزد باديس آمده بود . اينان نيز همه كشته شدند . از آن پس سلطان سرگرم جنگ با عم خود حماد شد . چون در شلف بر عم خود غلبه يافت و به قيروان باز گرديد ورو پيام داد كه سر به فرمان او خواهد نهاد ولى در سال 405 ورو به هلاكت رسيد و قوم او دو دسته شدند دستهاى بر پسرش خليفه گرويدند و دستهاى به برادرش خزرون بن سعيد محمد بن حسن عامل طرابلس آتش اين فتنه بيشتر مىافروخت . عاقبت بيشتر زناته به خليفه بن ورو گراييدند و او با عم خود خزرون نبرد كرد و بر لشكرگاهش غلبه يافت و زناته را در ضبط آورد و به جاى بربر فرمان راند . خليقه نزد سلطان باديس كه در آن هنگام القلعه را در محاصره داشت پيام فرستاد و اطاعت كرد . سلطان نيز بپذيرفت . سپس باديس هلاك شد و پسرش معز بن باديس در سال 406 به جاى پدر قرار گرفت .
خليفة بن ورو پيمان بشكست و بر او عصيان كرد . برادرش حماد بن ورو به اعمال طرابلس و قابس دستبردلى زد و اين امر تا سال 413 ادامه داشت . عبد اللّه بن حسن صاحب طرابلس سر از فرمان سلطان معز بن باديس برتافت و طرابلس را در تصرف آورد . سبب آن بود كه معز بن باديس در آغاز حكومتش محمد بن حسن را از طرابلس فراخواند و محمد بن حسن برادر خود عبد اللّه را به جاى خود نهاد و تدبير امور مملكتش را به او سپرد محمد بن حسن هفت سال در طرابلس در خدمت معز بن باديس بود و در آنجا مقامى ارجمند يافت . ولى ساعيان زبان به سعايتش گشودند تا معز بن
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 46
مساهمون: ابن خلدون
ص٤٦