تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
پرداخت و شمارى اسب و سپر . و تعهد كرد كه هر سال ادا كند . هر دو پسران خود نزد واضح گروگان نهادند . وانودين از ابتداى سال 390 به سجلماسه رفت و به نام امويان اندلس خطبه خواند . معز بن زيرى با فرمان المظفر عبد الملك بن محمد بن ابى عامر ، در سال 396 به مغرب آمد ولى سجلماسه بدان سبب كه مقر حكومت وانواين بود از قلمرو او مستثنى شد . چون رشتهء خلافت قرطبه بگست و كار به دست امراى طوايف افتاد امراى شهرها و ثغور و واليان اعمال در هر چه به دست داشتند دعوى استقلال كردند . وانودين نيز اعمال سجلماسه را خاص خود دانست و درعه را نيز بگرفت و بر آن بيفزود . معز بن زيرى صاحب فاس در سال 407 با جماعات مغراوه در حركت آمد كه آن اعمال از وانودين بستاند ، وانواين به مقابله بيرون آمد و او را شكست داد و اين شكست سبب پريشانى كار معز گرديد تا به هلاكت رسيد . دولت وانودين نيرومند شد و بر صفروى از اعمال فاس غلبه يافت و همهء دژهاى ملويه را بستد و يكى از خاندان خويش را بر آنها امارت داد . سپس بمرد و پسرش مسعود بن وانودين به جاى او نشست و من به تاريخ به حكومت رسيدن او و هلاكت پدرش دست نيافتم . چون عبد اللّه بن ياسين ظهور كرد و مرا بطين از لمتونه و مسوفه و ديگر ملثمين به او پيوستند و كار خود را با فتح درعه در سال 445 آغاز كردند ، بر گله شترى كه در قرقگاه مسعود بن وانودين مىچريد دست يافتند و به غارتش بردند . مسعود بن وانودين در سجلماسه بود . به دفع آنان برخاست . آنان مقاومت ورزيدند و مسعود منهزم شد و چنان كه در اخبار لمتونه آورديم كشته شد . مهاجمان به شهر در آمدند و بقاياى مغراوه را كه در آنجا بود كشتند . سپس اعمال مغرب و بلاد سوس و جبال مصامده را يكى پس از ديگرى گرفتند و در سال 455 صفروى را تصرف كردند و هر كه را از فرزندان وانودين در آنجا يافتند و نيز بقيهء مغراوه را كشتند . آنگاه دژهاى ملويه را به سال 463 گشودند و دولت بنى وانودين منقرض گرديد . چنان كه گويى اصلا نبوده است . و البقاء للّه وحده .

خبر از ملوك طرابلس از بنى خزرون بن فلفول از طبقهء اول و آغاز كار و سرگذشت احوالشان

ملوك مغراوه و بنى خزر از برابر بلكين واپس نشستند و به مغرب اقصى رفتند . تا آنگاه كه بلكين آن حمله معروف خود را در سال 369 آغاز كرد و آنان را در بيرون شهر سبته به محاصره افكند و ايشان از المنصور محمد بن ابى عامر يارى طلبيدند . ابن ابى عامر براى نظارت در احوالشان خود به جزيرة الخضراء آمد و جعفر بن يحيى را با جمعى از ملوك بربر و زناته كه در نزد او بودند به