سال 352 برادر خود المنتصر را فرو گرفت و خود فرمانرواى سجلماسه گرديد و دولت بنى مدرار را باز گردانيد و به المعتز باللّه ملقب شد . خزرون بن فلفول در سال 366 با جماعت مغراوة بر سر او تاخت . المعتز به جنگ بيرون آمد ، خزرون او را منهزم ساخت و بر سجلماسه مستولى گرديد و دولت آل مدرار را براى هميشه از صفحهء روزگار برانداخت و به نام هشام المؤيد خطبه خواند و اين اولين خطبهاى بود كه به نام امويان اندلس در اين سرزمين مىخواندند . خزرون مقادير زيادى اموال و اسلحه از آن المعتز بيافت . آنگاه فتحنامه به هشام المؤيد نوشت و سر ابو محمد المعتز را نيز براى او فرستاد . هشام سر معتز را بر درگاه خويش نصب نمود . اين پيروزى به يمن طالع محمد بن ابى عامر نسبت داده شد . ابن ابى عامر خزرون را بر سجلماسه و اعمال آن امارت داد . بس از اندكى فرمان خليفه هشام المؤيد نيز برسيد . خزرون سجلماسه را در ضبط آورد و ببود تا به هلاكت رسيد و پس از او پسرش وانودين به جاى پدر نشست .
سپس لشكركشى زيرى بن مناد [ 1 ] به مغرب اقصى پيش آمد به سال 369 و گريختن زناته از برابر او به سبته و تصرف اعمال مغرب . زيرى بن مناديس از گرفتن مغرب و گماردن اميرى از سوى خود بر آن ، سبته را محاصره نمود . سپس از محاصرهء آن دست برداشت و به جنگ بر غوطه رفت و خبر يافت كه وانودين بن خزرون بر نواحى سجلماسه حمله كرده و به جنگ آنجا را گشوده و عامل آن را گرفته و هر چه از اموال و ذخاير بوده همه را از آن خود ساخته است . اين بود كه در سال 393 [ 2 ] به سوى سجلماسه لشكر برد و چون باز مىگشت در راه بمرد و وانودين بن خزرون به سجلماسه باز گرديد . در خلال اين احوال زيرى بن عطية بن عبد اللّه بن خزر بر مغرب غلبه يافت و پس از هشام فاس را تصرف كرد . سپس بر المنصور ابن ابى عامر عصيان كرد . ابن ابى عامر پسر خود عبد الملك را در سال 388 به آن سوى آب به مغرب فرستاد او بر بنى خزر غلبه يافت و در فاس فرود آمد . و در آنجا منشور امارت سجلماسه را به حميد بن يصل مكناسى كه از اولياء شيعه رخ برتافته و به ايشان گرديده بود ، عطا كرد . چون بنى خزر از سجلماسه گريختند حميد بن يصل به سجلماسه در آمد و آن را در تصرف آورد و به نام امويان اندلس خطبه خواند .
چون عبد الملك بن محمد بن ابى عامر باز گرديد و واضح را به مقر فرمانرواييش در فاس باز گردانيد بسيارى از وجوه بنى خزر از او امان خواستند . يكى از آنان وانودين بن خزرون صاحب سجلماسه بود و پسر عمش فلفول بن سعيد ، واضح آنان را امان داد . وانودين به مقر فرمانروايى خود سجلماسه باز گرديد و اين در حالى بود كه باج و خراج به عهده گرفته بود . فلفول نيز مالى مفروض
هامش
[ ( 1 ) ] در اصل و در جميع نسخ چنين است . ولى بر حسب مقتضاى وقايع بايد بلكين بن زيرى باشد . م
[ ( 2 ) ] ممكن است تسعين ، سبعين هم خوانده شود : 373 .