غماره حركت كرد . چون او برفت معنصر به فاس باز گرديد و شهر را بگرفت و عامل را با هر كه از لمتونه همراه او بود بكشت . برخى را مثله كرد و برخى را بردار نمود و برخى را در آتش سوخت .
سپس لشكر به سوى مهدى بن يوسف كزنائى صاحب شهر مكناسه كشيد . اين مرد به دعوت مرابطين گرويده بود . معنصر او را كشت و سرش نزد سكوت برغواطى حاجب صاحب سبته فرستاد .
خبر به يوسف بن تاشفين رسيد . سپاه مرابطين را در حركت آورد و فاس را به سختى در محاصره افكند و راههاى آمد و شد به آن را بست . مردم در رنج افتادند . معنصر بدين منظور كه از دو بيرون نيست يا پيروزى يا فرار به جنگ بيرون آمد ولى شكست خورد . اين جنگ در سال 460 بود و معنصر ناپديد شد . مردم فاس بعد از او با پسرش تميم بن معنصر بيعت كردند . ايام حكومت او هم محاصره و جنگ بود . و رنج و قحطى و گرانى . يوسف بن تاشفين خود به فتح بلاد غماره رفت تا سال 462 كه از فتح غماره فراغت يافت . چند روزى فاس را در محاصره آورد . تا بجنگ آن را تصرف كرد . قريب به سه هزار نفر از مغراوه و بنى يفرن و مكناسه و قبايل زناته را بكشت . تميم بن معنصر نيز در زمرهء كشتگان بود . شمار كشتگان چنان بسيار بود كه كندن قبر ميسر نيفتاد . از اين رو گودالهايى كندند و از اجساد انباشتند . آنان كه از مرگ رهايى يافتند به تلمسان رفتند ، يوسف بن تاشفين فرمان داد باروهايى كه دو عدوه را ( عدوة القرويين و عدوة الاندلسيين ) از هم جدا مىكرد ويران كردند و هر دو را به صورت يك شهر در آوردند . آنگاه گرداگرد آن يك بارو كشيد . دولت مغراوه در فاس منقرض گرديد . و البقاء للّه وحده .
خبر از بنى خزرون ملوك سجلماسه . از طبقهء اول از مغراوه و سرآغاز فرمانروايى و سرگذشت آنها
خزرون بن فلفول بن خزر از امراى مغراوه و از اعيان بنى خزر است . چون بلكين بن زيرى و صنهاجه بر مغرب اوسط غلبه يافت آنان به مغرب اقصى آن سوى ملويه پناه بردند . بنى خزر پيرو امويان اندلس بودند . المنصور محمد بن ابى عامر گردانندهء دولت هشام المؤيد ، در ابتدا كه به مقام حاجبى رسيد از سرزمينهاى اين سوى آب تنها به سبته بسنده كرد و آن را به رجال دولت و وجوه سرداران و طبقات سپاهيان سپرد . اما ماوراى بسته را به امراى زناته از مغراوه و بنى يفرن و مكناسه واگذاشت و در ضبط شهرها و ثغور بر آنان اعتماد نمود . همچنين باب عطا بر رخ آنان بگشود و در حقشان نيكيها نمود آنان نيز به انواع وسائل ، خود را به او نزديك مىكردند .
خزرون بن فلفول در اين ايام به سجلماسه راند و [ ابو محمد ] المعتز [ باللّه ( دوم ) ] از اعقاب آل مدرار در آنجا بود . برادرش المنتصر پس از ظفر يافتن جوهر بر پدرشان الشاكر للّه محمد بن الفتح و بازگشت او ، به سجلماسه باز گرديد و سجلماسه را در تصرف آورد . سپس برادرش ابو محمد در