تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 485

مساهمون:

ص٤٨٥
مىنمود و حكام و قضات از انتقاد و اصلاح آنان خوددارى مىكردند و از مفاسد و بدكرداريهايى كه در آنها سراغ داشتند چشم مىپوشيدند زيرا در پرتو اتكا و وابستگى به صاحبان قدرت و نفوذ عيوب و مفاسد خود را مزورانه پنهان مىساختند چه بيشتر آنان كه از آموزگاران قرآن و پيشنمازان بودند ، يا شاهزادگان و اميران معاشرت مىكردند و با تلبيس و ريا خود را در نزد آنان در زمره عدول مىشمردند و در نتيجه اميران را مىفريفتند و هنگام قضا در محاضر از قدرت و نفوذ آنان براى تزكيه خويش برخوردار مىشدند و در اين امر به آنان متوسل مىگرديدند و اعمال نفوذ مىكردند و در نتيجه فساد و تباهى آنان بر مشكلات مردم افزوده و به سبب تزوير و تدليس آنان انواع مفاسد در ميان مردم رواج گرفت . و من بر قسمتى از اين تزويرها و نيرنگ‌ها آگاه شدم و تبه‌كاران و رياكاران را مورد بازخواست قرار دادم و آنان را به شديدترين كيفرها رسانيدم . همچنين بر من جرح گروهى از گواهان ثابت شد و از اين رو آنان را از شهادت منع كردم و در ميان اين گروه محرران دفاتر قضات و كسانى كه در محاضر به كار توضيح احكام مىپرداختند نيز وجود داشتند . اين گروه در نوشتن دعاوى و طرز ثبت احكام و فتاوى در دفاتر مهارت داشتند و به همين سبب اميران و شاهزادگان آنان را به خدمت خود مىگماشتند و از وجود ايشان در عقود و معاملات خود استفاده مىكردند تا احكام را به نفع آنان در نهايت استحكام و مطابق كليهء شروط بنويسند و سود آنان را بر حق ديگران ترجيح دهند و گروه مزبور به همين علت در ميان طبقهء خود داراى امتيازاتى شده و بر آنان برترى يافته بودند و با اين نفوذ و قدرت در نزد قضات نيز به هر گونه تزوير و خلافكارى دست مىيازيدند و آن را وسيلهء اعمال نفوذ خود در صدور احكام به نفع هر كس كه مايل بودند قرار مىدادند و مانع تعرض ايشان به كردارهاى ناپسند خود مىشدند . اين گروه اغلب عقود و معاملات رسمى و صحيح را نيز با تزوير و حيله از درجهء اعتبار ساقط مىكردند و راههاى تزوير آميزى خواه از نظر فقهى و خواه از لحاظ طرز نوشتن آنها به دست مىآوردند و هنگامى به اين نيرنگها اقدام مىكردند كه پاى منافع صاحب قدرتى در ميان بود يا از طرف به اخذ رشوه نايل مىآمدند و به خصوص اين گونه تزويرها را دربارهء اوقاف مجرى مىداشتند كه در شهر قاهره انواع گوناگون آن بيش از حد يافت مىشود . و در نتيجهء نيرنگهاى آن قضات مذهبى ( مذاهب چهارگانه حنبلى ، حنفى ، مالكى ، شافعى ) كه در شهر به كار قضاوت مشغول بودند در اوقاف مزبور خدشه وارد و اعيان آنها نامعلوم گرديد و در بطلان وقفنامه‌ها كوشيدند . از اين رو هر كس مىخواست ملك وقفى را بخرد يا مالك شود اين گروه در محاضر موجبات معامله را فراهم مىساختند و فتوا و حكم قضاتى را كه بازيچهء خود ساخته و سد حرام بودن تملك وقف را در هم شكسته بودند ، براى وى به دست مىآوردند . و در نتيجه اين عمليات زيان بزرگى به اوقاف وارد آمد و عقود و معاملات متزلزل شد . من در