تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠
نشستند و در سواحل تلمسان فرود آمدند . سلطان ابو عنان فرمان داد كه ابن مرزوق را بند بر نهند . يحيى بن شعيب از سران جانداران درگاه به ابن قصد بيرون آمد . ابن مرزوق را در تا ساله بديد و بند بر نهاد و نزد سلطان برد . سلطان او را سرزنشها كرد و مدتى به زندانش فرستاد و در همان روزهاى هلاكتش از زندان آزادش ساخت . پس از مرگ سلطان ابو عنان اوضاع ملك پريشان شد . بنى مرين با برخى از بزرگان بنى يعقوب بن عبد الحق بيعت كردند و بلد الجديد را محاصره كردند . پسرش السعيد و وزير خودكامه‌اش حسن بن عمر در آنجا بودند و سلطان ابو سالم در اندلس بود . برادرش سلطان ابو عنان او را با پسر عموهاى خود فرزندان سلطان ابو على بعد از وفات سلطان ابو الحسن به اندلس تبعيد كرده بود . چون ، ابو عنان بمرد ابو سالم را هواى تصرف ملك خود در مغرب ، بر سر افتاد . رضوان كه آن روزها زمام امور اندلس به دست داشت و بر فرزند سلطان ابو الحجاج تحكم مىكرد او را از اين سفر منع كرد . سلطان ابو سالم به اشبيليه رفت و بر پدر و ( بطره ) پادشاه مسيحيان فرود آمد پدر و براى او چند كشتى مهيا كرد ابو سالم از دريا گذشته به اين سوى آب آمد و در كوهستان صفيحه از بلاد غماره فرود آمد . بنى مثنى و بنى منبر ساكنان آن كوهستان به دعوت او قيام كردند تا به هدف خويش نايل آمد و بر ملك مستولى شد و ما به تفصيل اخبار او را آورده‌ايم - در ايامى كه ابو سالم در اندلس بود ابن مرزوق را با او دوستى بود . ابو سالم در امور خود با او مشورت مىكرد حتى در آن ايام كه در كوهستان صفيحه بود با او مكاتبه مىكرد و ابن مرزوق زعماى قومش را به دعوت او ترغيب مىكرد . چون سلطان ابو سالم به فرمانروايى رسيد همهء اين حقوق را كه از او به گردن داشت رعايت كرد و او را بر ديگران برترى نهاد و زمام امور به دست او داد . آنسان كه همگان پشت سر او حركت مىكردند و اعيان دولت بر درگاه او گرد مىآمدند . اين امر سبب شد كه بزرگان ملك با او دل بد كنند و منتظر فرصت نشينند . چون عمر بن عبد اللّه در بلد الجديد عصيان كرد و مردم از گرد سلطان ابو سالم پراكنده شدند ، و در اواخر سال 762 عمر بن عبد اللّه او را كشت ، ابن مرزوق را به زندان كردند آنگاه محمد بن عبد الرحمان بن ابى الحسن را وادار كردند كه او را بكشد . محمد بن عبد الرحمان او را به شكنجه كشيد و مصادره كرد . سپس با آنكه اكثر اهل دولت خواستار قتل او بودند او را نكشت ابن مرزوق در سال 764 به تونس رفت و بر سلطان ابو اسحاق و فرمانرواى خودكامهء دولتش ابو محمد بن تافراكين فرود آمد و از آنان نيكى و احسان ديد و اداى خطبه در مسجد جامع موحدين تونس را به او واگذاشتند . ابن مرزوق در تونس بود تا سلطان ابو العباس نوادهء سلطان ابو يحيى از مقر خود در قسنطينه به تونس رفت و آنجا را بگرفت و در سال 772 خالد را بكشت . ابن مرزوق از ابو العباس بيمناك بود و به پسر عمش ابو عبد اللّه محمد صاحب بجايه گرايش داشت و در نزد سلطان ابو سالم او را بر ابو العباس برترى مىداد . سلطان ابو العباس او را از خطبه در
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 450 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى