تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
و بطون آنان بسيار است چون بنى يليت [ 1 ] و بنى زنداك و بنى وراق و رتزمين و بنى ابو سعيد و بنى ورسيفان و لغواط و بنى ريغه [ 2 ] و غير ايشان ، كسانى كه نام آنان در حافظه‌ام نيست . مجالات ايشان در سرزمين مغرب اوسط بود . از شلف تا تلمسان تا جبل مديونه و نواحى آن . آنان را با برادرانشان بنى يفرن اجتماع و افتراق بود و در زندگى بدوى مخالطت و آميزش . مغراوه را از آغاز پادشاهى بزرگ بود و چون اسلام آمد به اسلام گرويدند و اسلامشان نيكو شد . اميرشان صولات بن و نزمار به مدينه مهاجرت كرد و بر عثمان بن عفان ( رض ) داخل شد . عثمان نيز او را به سبب مهاجرتش گرامى داشت و منشور امارت بر قوم و وطنش را به نام او صادر نمود و او در حالى كه به زيور دين آراسته شده و در زمرهء ياريگران قبايل مضر در آمده بود ، شادمان و سر بلند به موطن خود باز گرديد . و از آن پس همواره در اين شيوه بود . بعضى گويند در آغاز فتح در يكى از نبردهاى عرب و بربر او را اسير كردند و پيش از آنكه اسلام آورد به سبب مقامى كه در ميان قوم خود داشت او را نزد عثمان فرستادند . در مدينه اسلام آورد و اسلامش نيكو شد . آنگاه فرمان امارت قلمروش را به او دادند . از اين رو صولات و ديگر احياء مغراوه از دوستان عثمان و خاندان او يعنى بنى اميه شدند و از همهء قريش به ايشان اختصاص يافتند و به سبب همين دوستى بود كه به يارى امويان اندلس برخاستند . و ما در اخبار ايشان خواهيم آورد . چون صولات بمرد ، پسرش حفص زمام امور مغراوه و ديگر زناته را به دست گرفت و در شمار بزرگترين ملوك آنان در آمد . پس از حفص پسرش خزر جانشين او گرديد و چون قدرت خلافت اندكى در مغرب اقصى كاهش يافت و فتنهء ميسرة الحقير و مطغره به دراز كشيد ، خزر و قومش به امراى مضر در قيروان گراييدند و ملكشان گسترش يافت و بر همهء بدويان زناته در مغرب اوسط تسلط يافتند و چون دولت بنى اميه در شرق بر افتاد و فتنه سراسر مغرب را فرو گرفت آنان بر عزت و غلبه خويش در افزودند . در خلال اين احوال خزر بمرد و پسرش محمد جانشين او شد . ادريس بزرگ پسر عبد اللّه بن حسن بن حسن در سال 170 در عصر خلافت الهادى عباسى خود را به مغرب رسانيد . و بربرهاى مغرب از اوربه و صدينه و مغيله به يارى او قيام كردند و دولتش استوار گرديد و مغرب از اطاعت بنى عباس ببريد و اين انقطاع همچنان بر دوام ماند . ادريس در سال 174 به مغرب اوسط رفت محمد بن خزر با او ديدار كرد و از سوى قوم خود با او بيعت نمود و او را بر تلمسان ، با آنكه بنى يفرن بر آن غلبه يافته بودند ، پيروزى داد . چون ادريس بن ادريس بر سر كار آمد بر همهء قلمرو پدر مستولى شد و تلمسان را بگرفت و بنى خزر آن سان كه از داعيان پدرش بودند ، به دعوت او قيام كردند .
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخهF: يلنت . [ ( 2 ) ] در نسخهF: رله .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 27 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى