تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 30

مساهمون:

ص٣٠
بار ديگر گفتگو و پيام و نامه با ملوك مغرب را از سر گرفت . محمد بن الخير بن محمد بن الخزر هم بدان سبب كه پدر و جدش در خدمت الناصر بودند اجابت كرد . چنان كه گفتيم اين خاندان از زمان نياى بزرگشان صولات بن وزمار به وصيت عثمان بن عفان به بنى اميه وفادار بودند . پس آهنگ جنگ خلفاى شيعه نمود و بلادشان را زير پى سپرد . معد رقيب او زيرى بن مناد صنهاجى را به جنگ زناته فرستاد و گفت هر چه از بلاد آنان بگيريد در تصرف او خواهد بود . زناته نيز آماده پيكار شدند و در سال 360 با بلكين بن زيرى مصاف دادند . پيش از آنكه محمد بن خير سپاه خود تعبيه دهد بلكين به دسيسهء يكى از ياران محمد جنگ را آغاز كرد . جنگ سخت بود زناته منهزم شد . محمد بن خير خود را در محاصرهء دشمن ديد . خود را به گوشه‌اى از معركه بيرون كشيد و خود را بكشت . قومش به هزيمت شدند در اين نبرد هفده امير كشته شد تا به متابعان چه رسد . بعد از محمد پسرش خير در ميان مغراوه به فرمانروايى رسيد . بلكين بن زيرى خليفهء المعز لدين اللّه معد را بر ضد جعفر بن على بن حمدون صاحب مسيله و زاب برانگيخت و گفت كه با محمد بن الخير دوستى دارد . جعفر بيمناك شد . المعز لدين اللّه معد ، جعفر را از امارت افريقيه فراخواند . چون آهنگ حركت به قاهره نمود ، از شدت بيم به خير بن محمد و قومش پيوست و از آنجا لشكر بر سر صنهاجه كشيدند . زيرى بن مناد سر كردهء قوم كشته شد سر او را با گروهى از بنى خزر با يحيى بن على برادر جعفر به قرطبه فرستادند . چندى بعد جعفر از زناته بيمناك شد و به برادر خود يحيى پيوست و بر حكم المستنصر فرود آمدند . المعز لدين اللّه معد بلكين بن زيرى را به جنگ زناته گسيل داشت و به اموال و سپاه يارى داد و گفت هر چه از اعمال آنان در تصرف آرد از آن او خواهد بود . بلكين در سال 361 به سوى مغرب حركت كرد و طبنه و باغايه و مسيله و بسكره را گرفت و زناته از مقابل او واپس مىنشستند تا به تاهرت آمد و از سراسر مغرب اوسط آثار زناته را بزدود و به مغرب اقصى رسيد . بلكين همچنان به تعقيب خير بن محمد و قومش تا سجلماسه پيش رفت و آنان را سركوب نمود و اسير كرد و در اسارت بكشت و جمعشان بپراكند و مغرب را زير پى سپرد و باز گرديد . آنگاه به مغرب اوسط آمد و در باديه‌هاى زناته كشتار كرد و از هر كس از بربرها كه بر اسب مىنشست يا اسب مىپرورد امان برداشت و خونشان مىريخت تا مغرب اوسط از وجود زناته خالى شد و آنان به آن سوى ملويه از بلاد مغرب اقصى رفتند تا آنگاه كه بنى يعلى بن محمد به تلمسان باز گرديدند و آنجا را تصرف كردند . سپس بنى خزر در سجلماسه و طرابلس نيز به هلاكت رسيدند و خاندان زيرى بن عطيه در فاس به حكومت رسيد . و ما از آن ياد خواهيم كرد . ان شاء اللّه تعالى .